کدام حقوق بشر؟

نوشته شده توسط دکتر بابک خطی(متخصص کودکان) در . ارسال در اخلاق پزشکی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

دهم دسامبر  سال ۱۹۴۸ -روزی که در آن قطعنامه ی حقوق بشر به تصویب رسید - قرار بود روز بزرگی برای بشریت باشد.

 میثاقی که قرار بود آرمان ملت ها و کشور ها باشد و هرسال با جشن برابری، صلح و آزادی گرامی داشته شود.

قرار بود پشت بند این اعلامیه کرامت انسان ها محترم باشد ،رنگ و نژاد و جنسیت و...مایه برتری نباشد،همه در برابر قانون مساوی و تا جرمی اثبات نشده است اصل بر برائت باشد و بساط حبس و تبعید خودسرانه برچیده شود و شکنجه ممنوع گردد.

بنا بود رفتن و آمدن به هر کشوری آزاد و آزادی اندیشه محترم باشد و هرکسی از خدمات سلامتی ،آموزشی و رفاهی برخوردار گردد و در سرنوشت و آینده خود تاثیر گذار باشد.

همه این ها خلاصه ای بود از میثاقی که انسان ها با خوش بینی روی آن حساب کرده و آرامش را خیال بسته بودند.

امروز مردم روهینگیا با چراغ سبز برنده ی جایزه صلح نوبل نسل کشی می شوند.

یمن در محاصره کامل به کام بمب افکنهای مرگبار و بیماری های واگیردار می رود ،در حالیکه ولیعهد عربستان دنیای واقعی را با پلی استیشن اشتباه گرفته و با ترامپ رقص شمشیر برای برقراری صلح جهانی می کند .کودک نادانی  در کره شمالی دسته بازی نینتندوی خود را با خوشحالی به دیگران نشان می دهد و بمب اتمی برایش شبیه بازی های کودکستانی است. اروپا آنقدر در اجرای اعلامیه حقوق بشر فعالیت واژگونه کرده و اقلیت ها و مهاجرین را تحقیر و ایزوله نموده است که تخم سلفی گری بهترین میوه هایش را در سرزمین سبز اروپا به بار می دهد و یک ساک دستی بی مقدار می تواند ساعت ها نیروهای امنیتی را در قلب اروپا معطل خود کند در حالی که بمب و مردم بیگناه در جای دیگری منفجر و کشته می شوند یا زیر ماشین می روند .مردم فلسطین تاوان توسعه طلبی سیری ناپذیر اسراییل را با گوشت و خون می دهند که پشت به لابی های آمریکایی دارد و دیکتاتوری مثل پوتین پایتخت شدن بیت المقدس را به سران اسراییل زودتر از ترامپ تبریک می گوید.داعش  با افتخار مسوولیت همه جنایت های کوچک وبزرگ دنیا را بر عهده می گیرد و در اتاق های سری یا موقع دریافت قطار تویوتاهای هاویلوکس یا انتقال نیرو و مهمات در تونل های منتهی به صحرای سینا  با چهره های نقاب دار جام های دوستی استراتژیک  را بالا می برد .

جهان بین‌ِ مردی متوهم که  ایکون ارسال توییت های مبتذل و کلید بمب اتمی نزدیک هم ،زیر دست هایش است و بازی رایانه ای محمد بن سلمان و  کیم جونگ اون که فرق بمب و اسباب بازی را نمی دانند و نتانیاهو و افسران میانماری که رشته سلاخی انسان در دانشگاه بیشعوری را با نمرات  الف پاس کرده اند و....سرگردان است و می لرزد .

با این شرایط نهایت کاری که در سالروز چنان آرزوهای بزرگی می توان انجام داد گریستن و خجالت کشیدن از انسانیت و هزاران چشم بی گناه تحت ستم است که ما نمی توانیم یا گاهی نمی خواهیم کاری برایشان انجام دهیم .

سر زیستن در قوطی کبریتی که زندگی نام دارد سلامت !

و‌شوق نادانستن این حقیقت، مستدام :

“و آن که می خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است”