بررسی فقهی و علمی رحم اجاره ای

نوشته شده توسط واحدخبرایران مدلاین در . ارسال در اخلاق پزشکی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

  بسیار طبیعی است موجودی که از جسم و جان زن و مرد به وجود می آید، بر مودت، صفا، صمیمیت و آرامش آن ها بیفزاید و در نتیجه زوجین، علاقه ی وافری به داشتن چنین موجودی داشته باشند. البته همه ی زوج ها از این نعمت برخوردار نیستند.

مردانی یافت می شوند که فاقد اسپرم اند و یا اسپرم آن ها توان و خاصیت ترکیب با تخمک زن را ندارد و یا زنانی وجود دارند که فاقد تخمک اند یا قابلیت و توان پذیرش اسپرم را ندارند یا رحم آن ها توان نگهداری و پرورش جنین را ندارد یا اصلاً رحم ندارند. با این حال آن ها نیز مشتاق اند فرزند منتسب به خودشان داشته باشند.این وضع از دیر زمان وجود داشته و انسان برای یافتن راه حل این مشکل، به دعا و درخواست از خداوند و استفاده از وسایل و روش های گوناگون متوسل شده است.

 

     قرآن کریم، خود از سوئی به وضع استثنایی برخی زنان و مردان و عقیم بودن آن ها اشاره کرده و از سوی دیگر درخواست و التماس برخی نازیان که به قدرت خداوند بارور شده اند را بیان نموده است.

«لله ملک السماوات و الارض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء اناثاً و یهب لمن یشاء الذکور، او یزوجهم ذکرانا و اناثا و یجعل من یشاء عقیما انه علیم قدیر.» ( شوری / 49و 50)

      با توجه به آیات و نشانه های قرآنی روشن است که همه چیز به خواست و اراده ی خداوند بستگی دارد. اوست که روزی می دهد، اوست که به هر که بخواهد فرزند می دهد و اوست که به زنی بدون شوهر نوزادی عطا می فرماید، چنان که آدمی را از خاک بی مقدار آفرید و این امر برای او آسان تر است. البته خداوند عالم را بر اساس نظام علی و معلولی خلق کرده است. همه ی حوادث و اتفاقات بر طبق این نظام، علتی دارد که اگر بتوان علت آن را کشف کرد، بسیاری از سوالات پاسخ داده خواهد شد. امراض و بیماری هایی که افراد به آن مبتلا می شوند نیز، از این نظام پیروی می کنند که هرگاه علت آن شناخته شود بسیاری از آن ها درمان و حتی قبل از ابتلا پیشگیری می شود. یکی از این امور، نازایی است که خوشبختانه با پیشرفت علم و ساخت ابزار مدرن، بسیاری از علل و راه حل های آن کشف شده است، به گونه ای که حتی برای کسانی که توانایی اسپرم و تخمک گذاری ندارند نیز راه حلی ارائه می دهد تا بتوانند به نحوی فرزندی منسوب خود داشته باشند. یکی از این راه حل ها تلقیح مصنوعی است.

 موضوع استفاده از روش های کمکی برای ایجاد، باروری ( باروری مصنوعی ) باعث طرح بحث ها و سوالات بسیاری در زمینه های فقهی، حقوقی، پزشکی، اخلاقی و اجتماعی شده است.

 افراد به دلایل مختلف از این روش ( لقاح مصنوعی ) استفاده می نمایند. گاه زوج های نابارور به دلیل نوعی بیماری مانند: نقص در اسپرم مرد و یا تخمک زن یا عیبی در اندام های جنسی مرد که مانع آمیزش می شود یا مشکلی در رحم یا اندام های جنسی زن که مانع لقاح اسپرم با تخمک می گردد و یا به دلیل نقص در رحم که مانع نگهداری و رشد جنین در رحم می شود، به تلقیح مصنوعی روی    می آورند که به تناسب نوع بیماری، روش های درمانی متفاوتی برای آن ها اعمال می شود.

و گاه افراد به دلیلی غیر از ناباروری، استفاده از روش مصنوعی را برای فرزند دار شدن ترجیح می دهند.

 برخی زنان فمینیست افراطی که میل داشتن فرزند بدون پدر دارند تا بدین وسیله خود را از حضور شریکی در سرنوشت فرزند رها سازند، افرادی که به جهت تجارت، به معامله ی اسپرم یا تخمک و یا اجاره ی رحم خود می پردازند، کسانی که خواهان فرزندانی با مشخصات ویژه می باشند اما از نظر ژنتیکی همسر آنان فاقد آن مشخصات است و یا زنانی که به دلیل مشغله ی اجتماعی سنگین خود، ترجیح می دهند، زن دیگری بارداری فرزند آن ها را بر عهده گیرد، از جمله ی این افراد محسوب می شوند.

 اما از آنجا که در اسلام قوانین اجتماعی مبتنی بر دستورات الهی و قوانین طبیعی حاکم بر جهان هستی است، لذا در مساله ی تلقیح مصنوعی نیز نمی توان به صرف قرارداد موجود بین افراد و صرف نظر از روابط تکوینی بین آن ها، برای افراد جعل نسب نمود و نظام حقوقی جامع و همه سو نگر مناسبی تدوین کرد. بنابراین ضمن توجه به مشکلات زنان و مردان نابارور و تدبیر جهت رفع مشکل آن ها، باید دقایق و اولویت هایی را نیز مد نظر داشت، از جمله:

افراد به صرف قرارداد، پدر یا مادر کودک نمی شوند، بلکه ارتباط تکوینی و طبیعی آنان با یکدیگر، موجب نسب و رابطه ی خویشاوندی می گردد.

 خداوند در قرآن کریم ضمن بر شمردن محارم نسبی، سبب و رضاعی، طفل را فرزند کسی می داند که از صلب او باشد(نساء/23 ) و در جای دیگر تاکید می نماید که فرزند خوانده، فرزند خود شخص نیست( احزاب /4و5 )، همچنین تصریح می کند که زید بن حارثه فرزندخوانده ی پیامبر (ص) است، نه فرزند او، لذا احکام حقوقی پدر و فرزندی بین ایشان و زید برقرار نیست.(احزاب/37تا40)

 با توجه به اینکه تلقیح مصنوعی انسان یکی از پدیده ای نوین جامعه ی بشری است و در قوانین حقوقی بیشتر کشورها از جمله ایران کمتر سخنی به میان آمده است، لذا برای تحقیق و مطالعه ی بیشتر در مورد جنبه های فقهی، حقوقی، اخلاقی و اجتماعی این مساله می بایست بیش از پیش تلاش گردد تا احکام مربوط به نسب، سبب، ارث، حضانت، ولایت، وصیت و نفقه ی مربوط به این گونه افراد تبیین و تدوین شود و بدین وسیله ضمن رعایت حقوق آنان از وجود فرزندانی بی هویت و گاه بی سرپرست در جامعه جلوگیری گردد.

1 – کلیات 

1-1 – تلقیح طبیعی

سلول های جنسی شامل تخمک و اسپرم اند که قبل از باروری، گامت نامیده می شوند. با فراهم آوردن

 امکان باروری و نفوذ یک اسپرم به داخل یک تخمک، زایگوت یا نطفه به وجود می آید.

به جز گامت ها ( اسپرم و تخمک ) سایر سلول های بدن دارای 46 کروموزوم هستند. این کروموزوم ها، دو به دو با هم متصل شده و 23 جفت کروموزومی را تشکیل می دهند.

کروموزم ها هر کدام دارای چند هزار ژن بوده که هر یک مسئول انتقال صفات ارثی پدر یا مادر هستند.

 اگر اسپرم و تخمک هر کدام 46 کروموزم می داشتند، بعد از باروری تخمک به وسیله ی اسپرم، تخمی با تعداد کروموزوم دو برابر کروموزم های والدین ایجاد می شد. ولی قدرت خداوندی به نحوی برنامه ریزی نموده که تعداد کروموزوم های اسپرم و تخمک، قبل از لقاح به نصف تعداد کروموزم های بقیه ی سلول های بدن، کاهش می یابد. تقسیم یا کاهش کروموزومی دقیقاً قبل از زمان بلوغ گامت ها اتفاق می افتد که تقسیم میوز نامیده می شود. به دنبال این تقسیمات و تبادل ژن های اسپرم و تخمک، سلول جدید و بارور شده ای با 46 کروموزوم ایجاد می شود. ( آخوندی و صادقی ،1382،ص25 )

 این نگاه بسیار ساده به سلول، در حقیقت عملی بسیار پیچیده و دقیق است که اطلاعات بیش از صد هزار واکنش بیو شیمیایی در آن وجود دارد و این اطلاعات، برنامه و دستور کار عملی موجود جدید خواهد بود و پس از آن شروع واقعی رشد جنین آغاز خواهد شد.

باروری، عمل بسیار پیچیده ای است که باید در محدوده ی زمانی مشخص صورت بگیرد. در تئوری اسپرم مرد همیشه آماده برای باروری تخمک است، ولی تخمک زن پس از هر دوره ی تخمک گذاری فقط در محدوده ی زمانی 12 تا 24 ساعت پس از آزاد شدن قابل باروری است. بنابراین در لقاح طبیعی زوجین، نزدیکی طی 24 تا 48 ساعت قبل و بعد از تخمک گذاری، منجر به باروری      می شود. اگر اسپرم و تخمک هم زمان حرکت خود را به سوی  همان گونه که اشاره شد، لقاح طبیعی زمانی اتفاق می افتد که یک زن یک یا تعداد بیشتری تخمک سالم و بالغ را آزاد ساخته و این تخمک ها با اسپرم سالم و بالغ مرد ترکیب شود. در این ارتباط برای انجام لقاح، اسپرم و تخمک باید از مسیر مجاری تناسلی زن، بدون توقف حرکت نموده و تحت تاثیر هورمون ها و تر شحات محیطی حمایت کننده بارور شوند.

 وظیفه ی دستگاه تناسلی زن در این مرحله، فراهم نمودن محیطی مناسب برای حرکت ( شنا کردن ) اسپرم در مخاط داخلی دستگاه تناسلی و رسیدن به لوله های فالوپ و در نهایت لقاح با تخمک است. ( درس نامه دستگاه تولید مثل، 1386 ،ص231)

 تاکنون حاملگی در زوجی که فاقد یکی از دو پیش زمینه ی اصلی بوده اند یعنی انتقال مطمئن و بدون مشکل گامت ها به محل ترکیب و محیط هورمونی لازم برای انجام باروری و بقای تخم بارور شده، ممکن نبوده است. در حال حاضر باروری آزمایشگاهی یا لقاح خارج رحمی، توانسته است مشکلات آناتومیک ( ساختمانی ) یا فیزیولوژیک بیشتر زوج هایی را که حاملگی برای آن ها، خواب و خیالی بیش نبوده است، مرتفع کند. ( آخوندی و صادقی،1382،ص 27)

ا توجه به مطالب گفته شده، لقاح و به دنبال آن حاملگی طبیعی، در صورت حضور پنج معیار ذیل امکان پذیر است:

1- یک یا چند تخمک سالم و بالغ در زمان مناسب ودر ارتباط با محیط هورمونی مناسب و آزاد رها شوند.

2- اسپرم سالم، قوی، فعال و بالغ در داخل یا نزدیک رحم زن و در حوالی زمان تخمک گذاری وجود داشته باشد.

3- محیط فزیکی و شیمیایی لازم برای عبور اسپرم و قابلیت بخشیدن به اسپرم در ناحیه ی تناسلی زن فراهم گردد.

4- لوله های رحمی ( فالوپ ) سالم و باز، توانایی لازم را برای عبور مناسب اسپرم و تخمک فراهم آورد.

5- رحم سالم و بدون نقص ( بدون تومورهای فیبروئیدی، رحم دو شاخه و هم چنین وجود لایه ی آندومترویم با ضخامت کافی و سالم ) برای شکل گیری مناسب و لانه گزینی جنین ضروری است. (آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،ص18)

1-2 – علل ناباروری

 نازایی عدم توانایی در باردار شدن پس از یک سال ارتباط جنسی منظم و بدون استفاده از روش های پیشگیری است، یا عدم توانایی در به اتمام رساندن حاملگی و به دنیا آوردن یک نوزاد زنده است.

نازایی مساله ای شایع و نگران کننده برای زوجین محسوب می شود و تقریباً 15 درصد از آنان به این بیماری مبتلا هستند. بنا بر گزارش های موجود شیوع آن در جوامع بشری در حال افزایش است.

براساس اطلاعات مرکز ملی آمار سلامتی آمریکا بروز نازایی در حال افزایش است. شیوع زوج های نازا از 4/14% در 1965، به 5/18% در 1995 افزایش یافته است. (شمس و جان بزرگی،1385،صص85و86)

بالا رفتن سن ازدواج، مواجهه با سموم محیطی و بیماری های منتقله از راه تماس جنسی از عوامل دخیل در افزایش شیوع ناباروری است.

علل نازایی به طور عمده به دو فاکتور زنانه و مردانه تقسیم می شود که طی دو گفتار مورد بررسی قرار می دهیم.

1-2-1 – علل ناباروری زنان

 ناباروری در زنان دلایل مختلفی دارد که از میان آن ها می توان به دلایل ذیل اشاره نمود.

 شایع ترین علت نازایی زنان صدمات وارده بر لوله های رحمی ( فالوپ ) است که منجر به انسداد آن شده، در نتیجه مانع از پیوستن اسپرم و تخمک می شود. (آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،ص19)

علاوه بر آن بیشتر علل نازایی زنان در وجود عواملی است که از رسیدن اسپرم ها به ثلث بالایی    لوله ی تخم بر جلوگیری می کنند. مثلاً ترشحات دستگاه تناسلی بعضی از زنان، برای اسپرم بسیار نامناسب است و در بعضی موارد، تقریباً تمام اسپرم ها در هنگام مواجه شدن با این مایعات می میرند. از جمله موانع دیگر، باید به بد شکلی گردن رحم، ترشح مخاط گردن رحم که کشنده ی اسپرم می باشد، بد شکلی رحم و گرفتگی مسیر یک یا هر دو لوله ی تخم بر اشاره کرد. (وایس و کوف،1382،ص539)

همچنین نازایی ممکن است ناشی از صدمه و آسیب به تخمدان ها باشد. گاهی وضعیت هورمونی رحم و تخمدان طبیعی است و تخمک به اندازه ی کافی رشد کرده است، اما تخمدان امکان آزاد سازی تخمک را ندارد. مثلاً به دلیل صدماتی که ذکر شد یا ضخامت دیواره ی فولیکول تخمدان، تخمک در داخل فولیکول به دام افتاده و امکان آزاد سازی آن مهیا نمی شود. ( آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،صص19و20)

صدمه ی به لایه ی رحمی اندومتریوم به سبب بیماری، جراحی یا عفونت ها نیز منجر به نازایی زن می شود. (همان،ص20)

علاوه بر موارد فوق فقدان تخمدان، عدم مهاجرت سلول تخم یا عدم لانه گزینی آن ها در جداره ی رحم موجب عقیمی زنان خواهد شد.(فلاحیان،1381،صص192-197)

1-2-2 – علل ناباروری مردان

 انسداد مجاری انتقال دهنده ی اسپرم یکی از علل شایع ناباروی در مردان است. انسداد کامل ممکن است یا به دلیل ابتلا به بیماری هایی باشد که از طریق ارتباط جنسی منتقل می شود یا وازکتومی. (آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،ص31)

از علل دیگر نازایی در مردان واریکوسل است. واریکوسل به معنی جمع شدن خون درسیاهرگ های متسع شده در اطراف بیضه هاست که به واسطه ی افزایش درجه ی حرارت در ناحیه ی اسکروتوم و بیضه ها به وجود می آید و تولید اسپرم طبیعی و فعال را مختل می کند.(همان)

در برخی موارد نادر بیماری های ارثی، رشد غیر طبیعی بیضه ها یا لوله های انتقال دهنده ی منی، داروهای خاص یا مواد شیمیایی محیطی و هم چنین شیمی درمان در سرطان ها نیز باعث جلوگیری از تولید یا نقص در عملکرد اسپرم می شود. مصرف داروهایی نظیر DES در زنان حامله باعث ایجاد نقایص در سیستم تولید مثل فرزند پسر آن ها می شود. (همان)

گاهی نیز تولید اسپرم ممکن است در مرد ناکافی باشد و در نتیجه، اسپرم ها نتوانند خود را از موانع شمرده شده عبور دهند، گاهی نیز بیشتر اسپرم هایی که در مردان تولید می شود، ناهنجارند و           نمی توانند تخمک را بارور کنند، که در نتیجه حالت عقیمی پیش می آید.(وایس و کوف،1382،ص540)

1-3 – روش های پیشرفته در درمان نازایی

دانش پزشکی با پیشرفت های جدید خود توانسته است کمک شایان توجهی به تولید مثل انسان بنماید و به وسیله ی تلقیح مصنوعی و رفع بعضی از نواقص و عیوب مردان نظیر عنن، یا انزال سریع یا معالجه ی عیوب مجاری تناسلی زنان یا مردان آرزوی کسانی را که سالیان دراز در انتظار فرزند به سر می برند به تحقق برساند.

در این فصل و طی 5 گفتار آتی مهم ترین روش های درمان نازایی را بیان خواهیم نمود. دیگر روش های درمان نازایی عموماً شامل استفاده از دو یا چند روش زیر تواماً می باشد

1-3-1 – لقاح داخل رحمی (IUI)

در این روش مایع انزال با روش های مختلف از شوهر گرفته می شود و پس از شستشو و جدا سازی اسپرم های زنده به وسیله ی کاتتر و به طور مصنوعی همزمان با تخمک گذاری وارد حفره ی رحم می گردد. تحریک تخمدان ها بیش از تزریق اسپرم و به منظور تولید تعداد کافی تخمک در زمان تخمک گذاری و دستیابی به احتمال بالای حاملگی صورت می گیرد.

روش IUI روش ساده ای است و بیمار بدون ناراحتی مانند گرفتن اسمیر دهانه ی رحم این عمل را تحمل می نماید. اسپرم مورد استفاده باید به طور تازه از همسر بیمار گرفته شود. این درمان از موارد مختلفی از جمله نازایی با علت نامشخص، بعضی اختلالات اسپرم، وجود موکوس نامناسب در دهانه ی رحم برای عبور اسپرم و برای بعضی از بیماران دارای اختلالات تخمک گذاری مورد استفاده قرار    می گیرد. این روش معمولاً حداکثر تا چهار بار برای هر زوج انجام می شود و احتمال حاملگی پس از چهار دوره حدود 35 درصد است. (غفاری،1382،ص9)

1-3-2 – لقاح خارج رحمی (IVF)

 در این روش کمک باروری، اسپرم مرد و تخمک زن در خارج از بدن، در محیط آزمایشگاه با هم ترکیب می شوند. اگر لقاح انجام گیرد، جنین حاصل را به رحم زن منتقل می کنند. جنین منتقل شده، غالباً در رحم کاشته شده و رشد می یابد. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص22)

  اصولاً این روش زمانی استفاده می گررد که لوله های رحمی زن بسته شده، آسیب دیده یا وجود نداشته باشد. IVF امروزه برای درمان نازایی با علت های اندومتریوز، فاکتور مردانه، فاکتور ایمونولوژیک یا نازایی با علت نامشخص نیز کاربرد دارد.(همان)

 در این روش ابتدا با تحریک تخمدان ها ( تجویز گنادها و تروپینها ) اقدام به تهیه ی تخمک می گردد،سپس با تکنیک خاصی، اسپرم نیز آسپیره می شود، آن گاه با قرار دادن آن دو در کنار هم در محیط مناسب، تخمک را بارور کرده آن را به داخل لوله ی رحم انتقال می دهند.(فلاحیان،1381،ص202)

 در مواردی که تعداد اسپرم بسیار کم است، تکنیک مخصوص میکرواینجکشن (ICSI) به کار می رود. در روش ICSI یک اسپرم مستقیماً به داخل سیتوپلاسم تخمک تزریق می گردد. حدوداً 16-18 ساعت بعد از میکرواینجکشن، لقاح کامل می شود. حدود 30 ساعت پس از لقاح، تخمک لقاح یافته به 2 سلول تقسیم می گردد و رویان نامیده می شود. رویان، طی کشت، چندین تقسیم سلولی انجام    می دهد. پس از 48 ساعت تا 72 ساعت، جنین 4 تا 12 سلولی آماده ی انتقال به رحم زن می شود. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص24)

از معایب روش IVF کم بودن میزان موفقیت آن، احتمال پیدایش چند قلویی شدن و ناکارآمدی آن در مواردی است که شوهر دارای اسپرم کم تحرک یا تحرک بد است. (نظری توکلی ،1385،ص265)

1-3-3 – اهدای جنین

استفاده از جنین اهدایی در لقاح خارج رحمی برای زمانی است که زوج نابارور تواماً با داشتن مشکلاتی از قبیل نداشتن تخمک / تخمک سالم و هم چنین نداشتن اسپرم / اسپرم سالم امکان مشارکت در تشکیل جنین بیولوژیک خود را نداشته باشد یا با عدم امکان تشکیل جنین / جنین سالم، تنها راه حل درمانی آن ها، استفاده از جنین اهدایی زوج ثالث است. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص31)

در این اقدام درمانی، جنین حاصل از اسپرم و تخمک یک زوج قانونی پس از لقاح و تقسیمات اولیه و حداکثر تا چهار روز از زمان لقاح به رحم زن منتقل می شود. فرزند حاصل از لحاظ بیولوژیک هیچ گونه ارتباطی با زوج دریافت کننده ی جنین ندارد. اگر چه به لحاظ اینکه جنین در رحم زوجی پرورش می یابد که به دنبال داشتن فرزندانی از آن خود هستند و به لحاظ اینکه دریافت کننده ی جنین از ابتدای حاملگی تا زایمان و حتی در زمان شیر خوارگی و پس از آن با فرزند همراه است، از نظر بسیاری شرعاً و عرفاً موقعیت یک مادر را می یابد.(همان)

در این روش هم چنین می توان از جنین های زوج ناباروری بهره جست که در یک اقدام درمانی لقاح خارج رحمی (IVF)، باردار شده و نیازی به مابقی تخمک های بارور شده خود نداشته، از استفاده ی مجدد از این جنین ها منصرف و آن ها را جهت استفاده ی زوج های نابارور متقاضی دریافت جنین اهدا نمایند، بهره جست.(همان)

 در این روش پزشک تمام عوارض ناشی از اهدای جنین، از جمله عوارض فیزیکی مانند عفونت و اسکاردائمی و نیز عوارض روحی و روانی ناشی از آن را به فرد اهدا کننده اطلاع می دهد. پیش از اهدای جنین تاریخچه ی ژنتیکی و پزشکی زوج های اهدا کننده و آزمایش های خونی برای تشخیص بیماری های عفونی از جمله ایدز، هپاتیت و سفلیس و گروه های خونی آن ها بررسی می شود و آنان اجازه نامه ی کتبی مبنی بر استفاده ازجنین ها و عدم داشتن هیچ گونه حقوق نسبت به جنین ها و نوزادان متولد شده امضا می کنند.(غفاری،1382،ص16)

1-3-4 – اهدای گامت

 گامت نام سلول جنسی رسیده و آماده ی تلقیح نر یا ماده است.

در این روش درمانی، به زوجینی که یکی از آن ها یا هر دو از نظر سلول جنسی مشکل دارند، گامت بیگانه ای اهدا می شود که ذیلاً تحت دو مبحث اهدا تخمک به زن و اهدای اسپرم به مرد جداگانه بررسی می شود.

1-3-4-1 – تخمک اهدایی

استفاده از تخمک اهدایی برای زنی توصیه می شود که دارای رحم است، اما تخمدان ها و تخمک های مناسبی تولید نمی کند. این نقص ممکن است ناشی از عدم وجود تخمدان، نارسایی زودرس تخمدان یا سن بالای زن باشد. هم چنین در مواردی که تخمدان ها بر اثر معالجه ی سرطان ( به سبب شیمی درمانی یا رادیو تراپی )، اندومتریوز یا عفونت لگنی، توانایی خود را در تولید تخمک / تخمک سالم از دست می دهند، زن می تواند داوطلب دریافت تخمک شود. علاوه بر این، استفاده از تخمک های اهدایی به زنی توصیه می شود که به دلیل ابتلا به بیماری ژنتیک، انتقال بیماری به کودکش محتمل است. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص27)

 اولین حاملگی ناشی از تخمک جایگزین در درمان زوجی با مشکل سقط مکرر و به دنبال آن گزارش موفقیت آمیز حاملگی و تولد فرزند حاصل از تخمک اهدایی در خانم بیست و پنج ساله ی مبتلا به یائسگی زودرس در سال 1984 مقدمه ای بود برای استفاده از این تکنولوژی در باروری جایگزین.(اردکانی و دیگران ، 1385،ص63)

در این روش با استفاده از تکنیک باروری آزمایشگاهی (IVF)، تخمک ها از تخمدان های زن دیگر برداشته می شوند و در آزمایشگاه جنین شناسی و در مجاورت با اسپرم همسر گیرنده یا تزریق اسپرم به داخل سیتوپلاسم تخمک، بارور می شوند و نهایتاً جنین های حاصله در رحم زن گیرنده منتقل می شود. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص28)

1-3-4-2 – اسپرم اهدایی

 استفاده از اسپرم اهدایی برای زوجی توصیه می شود که مرد فاقد اسپرم بوده یا اسپرم او توانایی بارور کردن تخمک را نداشته باشد. دلایل استفاده از اسپرم جایگزین رادیو تراپی ( پرتو درمانی )، شیمی درمانی یا دیگر عوامل برگشت ناپذیر ناباروری مردان است. شرایط دیگری که ممکن است استفاده از اسپرم اهدایی را تجویز نماید، هنگامی است که مرد اختلال ژنتیکی یا ارثی داشته، یا ناقل ناهنجاری های کروموزومی باشد. (همان،ص29)

 یکی از روش های استفاده از اسپر جایگزین، انتقال اسپرم آماده و شسته شده ی شخص ثالث به دستگاه تناسلی زن و درست قبل از رها سازی تخمک است. (IUI)(هان،ص30)

روش دیگر، استفاده از اسپرم اهدایی در لقاح خارج رحمی از طریق IVF یا ICSI است. استفاده از این روش به دلایل پزشکی، اخلاقی و شرعی بیشتر توصیه می شود. (همان)

در سال های اخیر، استفاده از اسپرم اهدایی به یکی از موثرترین روش های درمان زوج های نابارور با عوامل متعدد ناباروری مردانه بوده است. برای تصمیم گیری درباره ی استفاده از این روش درمانی، لازم است زوج نابارور علل ناباروری خود را بدانند و اطمینان حاصل کنند که بدون استفاده از اسپرم جایگزین حاملگی صورت نمی گیرد.این امر پس از بررسی های کامل تاریخچه ی انجام معاینات بالینی و آزمایش ها، توسط پزشک تائید می شود. همچنین زوجین باید از ابعاد متنوع اخلاقی، شرعی و قانونی سیکل درمانی حاملگی شخص ثالث کاملاً آگاه شوند و اطمینان حاصل کنند که خواستار به کارگیری این شیوه ی درمانی هستند. (همان،ص31)

این عمل باید به طور محرمانه انجام شود و فرزند به دنیا آمده فقط به اطلاعات بیولوژیک دسترسی دارد ونمی تواند مشخصات اهدا کننده را به دست آورد.(محلاتی،1384،ص29)

1-3-5 – رحم جایگزین ( مادر جانشین یا اجاره ی رحم )

  استفاده از رحم جایگزین در لقاح آزمایشگاهی زمانی است که مشکل ناباروری نه در اسپرم و نه در تخمک و نه در جنین حاصل باشد، بلکه زن با داشتن تخمدان هایی با عملکرد طبیعی فاقد رحم باشد. به علاوه، در صورت وجود نقایصی در ساختمان رحم یا امکان بروز نگرانی و تهدیدهای جدی پزشکی در دوران حاملگی، سلامت زن به خط افتاده یا مانع جایگزینی جنین در رحم یا حمل آن شود.  در همه ی این موارد، رحم جایگزین یک راه حل انتخابی برای داشتن فرزند خواهد بود. اطلاق رحم جایگزین در لقاح خارج رحمی، موقعی به کار می رود که زنی برای به ثمر رساندن جنین زوج دیگر باردار شود. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص32)

2 – مسائل فقهی و حقوقی

2-1 – بررسی فقهی و حقوق اهدای جنین

2-1-1 – احکام تکلیفی

2-1-1-1 – جواز و حرمت

با جستجو در آیات و روایات درباره ی جواز یا حرمت اهدای جنین به هیچ موردی که اشاره ای صریح داشته باشد بر نمی خوریم، چرا که این امر در سال های نخستین حکومت اسلامی ممکن نبوده، لذا باید با کنکاش در آیات و روایات و با توسل به آموزه های اصولی به استنباط جواز یا حرمت این امر پرداخت که بررسی آیات و روایات به بحث مستقلی نیاز دارد و با صرف نظر از این امر تنها به نظرات علمای اعلام و مراجع نگاهی می افکنیم تا با استفاده از گفته های آنان به جواز یا حرمت این امر پی ببریم.

 پژوهشکده ی بیولوژی و بیوتکنولوژی تولید مثل و نازایی جهاد دانشگاهی با نام اختصاری پژوهشکده یابن سینا در سال 1377 پیش از برگزاری سمیناری تحت عنوان «سمینار مسائل فقهی – حقوقی اهدا جنین»با استفتاء از برخی از مراجع نظر آن ها را در مورد اهدای جنین خواستار شد.

 آیات عظام و مراجع تقلید پس از بررسی کامل مساله هر کدام نظرات خود را مشروحاً اعلام نمودند.

در این میان برخی بر عدم جواز و حرمت این امر نظر دادند و برخی دیگر که تعدادشان از گروه نخست بیشتر بود بر جواز آن رای دادند.

 از میان مخالفان اهدای جنین باید به مرحوم آیت ا... میرزا جواد تبریزی (ره ) که به طور کامل انتقال جنین را به رحم زن دیگر – غیر از همسر – جایز ندانستند(روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق،1382،ص393)  اشاره کرد.

 مرحوم آیت ا... فاضل لنکرانی نیز قرار نطفه ی مرد در رحم زن اجنبیه و هم چنین جنین متکون از نطفه ی غیر زوج را جایز ندانستند.(همان،ص394)

آیت ا... نوری همدانی نیز انتقال دادن نطفه ی غیر شوهر به رحم زن را جایز ندانستد و در صورت انتقال فرزند حاصله از این راه را غیر مشروع دانسته اند.(همان،ص397)

 اما علمای دیگر همچون مرحوم آیت ا... بهجت و آیت ا... سیستانی نظری ملایم تر ابراز داشته اند که مرحوم آیت ا... بهجت با بیان اینکه در صورتی که معلوم باشد اشکال دارد(همان،ص 394) ، با برداشت مفهوم مخالف از سخن ایشان می توان نتیجه گرفت در صورت معلوم نبودن این کار را بدون اشکال دانسته اند.

آیت ا... سیستانی نیز با این بیان که اگر مستلزم محرمی دیگر مانند نگاه و لمس محرم نباشد گرچه دلیلی بر حرمت آن نیست ولی احتیاط در ترک آن است (همان)در واقع نه بر حرمت قطعی آن و نه بر جواز قطعی آن نظر داده اند.

 مابقی علما نیز با برخی از شرایط مذکوره بر جواز این امر رضایت داده اند. آیت ا... موسوی اردبیلی با این بیان که با اجازه ی خود زن ثالث یا با درخواست او و با اجازه و درخواست شوهرش اگر شوهر داشته باشد بی اشکال است (همان،ص395) در واقع ضمن اجازه ی به این عمل بحث رضایت را در این امر مهم تشخیص داده اند و بر آن تاکید نموده اند. آیت ا... صانعی نیز قرار دادن نطفه ی ممزوج شده در آزمایشگاه از ( مرد و همسرش ) به رحم زن دیگر برای رشد را فی حد نفسه بدون مانع و جایز دانسته اند. (همان،ص396)

  آیت ا... مکارم شیرازی نیز این کار را ذاتاً بدون مانع شرعی دانسته اند ولی مسائل جنبی حرامی از قبیل لمس کردن و نظر کردن را که در انجام این کار موجود است را در صورتی جایز دانسته اند که این کار ( یعنی اهدای جنین ) ضرورتی پیدا کرده باشد و گرنه در صورتی که بدون ضرورت باشد باید این کار توسط محرمی انجام شود مانند آن که توسط شوهر انجام شود به این صورت که نطفه ی خود و یکی از دو همسرش را بگیرد و در رحم همسر دیگر ( هر چند عقد موقتی با او خوانده باشد ) کشت کند که در این صورت مرتکب حرامی نشده است.(همان،ص397)

آیت ا... خامنه ای نیز انتقال جنین به رحم زن مورد نظر را در هر صورتی بدون مانع شرعی تشخیص داده اند ولی تاکید نموده اند که باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود البته اگر ممکن باشد که نطفه یا تخمک از یکی از زوجین گرفته شود از نظر ترتب احکام بعدی مثل محرمیت و ارث بهتر است.(همان)

  در پی این نظرات که با نظر اجماعی فقها مبنی بر مجاز بودن اهدای جنین همراه بود و در پی برگزاری سمینار مسائل فقهی و حقوقی اهدای جنین در سال 1377 توسط پژوهشکده ی ابن سینا و پی گیری های این پژوهشکده قانون گذار ایران بر آن شد تا قوانینی درباره ی ناباروری تصویب نماید و در این راستا در تاریخ 29/4/1382 به تصویب قانون نحوه ی اهدا جنین به زوجین نابارور اقدام نمود.

در همین قانون و با اتکا بر آرا علما و فقها در ماده ی 1 به صراحت به مجاز بودن اهدای جنین تاکید شد و بر اساس آن به کلیه ی مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح اجازه داده شد با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون نسبت به انتقال جنین های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آن ها ( هر یک به تنهایی یا هر دو ) به اثبات رسیده اقدام نمایند.

2-1-1-2 – رضایت

مبحث رضایت در این موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا یک زوج باید جنین خود را که از گامت های آنان تشکیل گردیده و در واقع مالک آن جنین هستند به زوج دیگری که توانایی ایجاد جنین را ندارند منتقل کنند.

در واقع این عمل نوعی معامله است و برای صحت هر معامله به صراحت بند 1 ماده ی 190 قانون مدنی باید طرفین قصد و رضا داشته باشند.

با بررسی نظرات علما که در پاسخ به استفتائات ایراد نموده اند، می توان به این نتیجه رسید که تمام آن هایی که بر جواز اهدای جنین رای داده اند برای رضایت زوجین اهدا کننده نیز تاکید نموده اند.

 اما با توجه به مطالب گفته شده سوالی که در اینجا پیش می آید آن است که چرا در اینجا با توجه به اینکه اهدا را می توان همان هبه دانست اما بحث از معامله می شود در نتیجه چرا به جای بیع از     واژه ی «اهدا» استفاده شده است ؟

البته در برخی از کتب از واژه ی انتقال جنین به جای اهدای جنین استفاده شده که در صورتی که معامله در نظر بگیریم استفاده از انتقال به جای اهدا صحیح تر خواهد بود. اما بسیاری از فقها و نویسندگان نظر دارند که انسان قابل خرید و فروش نیست چه بعد از تولد و چه در زمان جنینی و نطفه بودن و لذا استفاده از لغت اهدا را صحیح تر دانسته اند. (قبله ای خویی،1385،ص225)

 بررسی نظر فقها و مراجع نیز درباره ی دریافت وجه در ازای اهدای جنین مساله را در این مورد حل خواهد کرد.

آیت ا... سیتانی در پاسخ به این مطلب که آیا والدین صاحب جنین می توانند در ازای اهدای جنین خود وجهی دریافت نمایند پاسخ داده اند که می توانند.(روشهای نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق ،1382،ص394)  اما آیت ا.. موسوی اردبیلی عنوان داشته اند که اگر به عنوان بیع جنین باشد بی اشکال نیست، اما اگر پول را برای اجازه دادن بخواهند عیب ندارد. (همان،ص395)

 آیت ا... صانعی نیز گرفتن پول را بدون مانع دانسته اند.(همان،ص396)  آیت ا... مکارم شیرازی نیز بهتر آن دانسته اند که والدین صاحب جنین چیزی نگیرند (همان،ص397) و آیت ا... خامنه ای نیز گرفتن وجه را بدون مانع دانسته اند اما تاکید نموده اند که به نحو مصالحه باشد نه فروش. (همان)

بر همین اساس اغلب بر بیع نبودن عمل، نظر داده اند و لذا گرفتن پول را تنها برای دادن رضایت جایز دانسته اند نه برای معامله بودن آن.

ایت ا... مکارم شیرازی و آیت ا... خامنه ای نیز پدر و مادر او را صاحبان نطفه و تخمک دانسته اند و آیت ا... مکارم به محرم بودن او به زن ثالث نیز اشاره کرده است.(همان،صص397و398)

با بررسی نظرات این فقها به این نتیجه رسیده می شود که در هر حال این علما به محرم بودن فرزند به زن صاحب رحم و در واقع مادر بودن وی رای داده اند و در این صورت با توسل به احکام رضاع و قاعده ی فراش بر محرم بودن این فرزند بر شوهر زن صاحب رحم نیز می توان رای داد. بر این اساس می توان گفت فرزند حاصله، فرزند صاحب رحم و شوهر او و نیز فرزند صاحب اسپرم و تخمک نیز می باشند اما آن گونه که از نظر آیت ا... صانعی مستنبط است چون صاحبان گامت از جنین حاصله از اسپرم و تخمک خودشان اعراض نموده اند پس فرزند حاصله به زن صاحب رحم و شوهر او ملحقمی شود.

نکته ای که ذکر آن در اینجا ضروری است آن است که در واقع شوهر صاحب رحم پدر واقعی فرزند نبوده بلکه تنها به سبب مادر بودن همسر او به این فرزند، او نیز در واقع پدر این کودک نه به معنای حقیقی بلکه به معنای مجازی می باشد. در واقع اگر فرزند حاصله دختر باشد ربیبه ی او بوده و بر او محرم می باشد.

 در ادامه برای اثبات این مساله که فرزند متولد شده به صاحب رحم نیز متعلق است و در واقع عمل تولد نیز ملاک رابطه ی مادر و فرزندی است به چند آیه از قرآن اشاره می نماییم:

خداوند متعال در آیه ی 2 سوره ی مجادله با این بیان «ان امهاتهم الا اللاتی ولدنهم» - بلکه مادر ایشان جز آن که آن ها را زاییده نیست – و نیز در سوره ی نحل آیه ی 78 «والله اخرجکم من بطون امهاتکم» - و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد و آیات دیگر بر امر زایش مادر اهمیت خاصی قائل شده و فرزند متولد شده از رحم را به آن ملحق دانسته و زن صاحب رحم متولد شده را مادر دانسته است و هیچ تخصیصی بر آن نزده است که مثلاً فرزند حاصل از زنا به زن متولد شده از رحم ملحق نمی باشد.

 اما برای استفاده از قاعده ی فراش برای پدر دانستن شوهر زن صاحب رحم ذکر این مطالب ضروری است که: به موجب حدیث «الولد للفراش و للعاهر الحجر» ؛ عمل به قاعده ی فراش دارای شرایطی است، از جمله آن که امکان تکون طفل از اسپرم مرد موجود باشد. بنابراین در موردی که نطفه ی مرد اجنبی به رحم زنی که دارای شوهر قانونی است تزریق شود که عادتاً امکان باروری زن از شوهرش وجود دارد طفل ملحق به شوهر قانونی زن است، ولی در صورتی که زن صاحب رحم عادتاً امکان باروری از شوهر خود را نداشته باشد یا این که یقین پیدا کنیم که حمل ناشی از نطفه ی شوهر نیست در این صورت بدون تردید قاعده ی فراش را نمی توان جاری کرد، چه آن که قاعده ی فراش از امارات معتبره ی شرعیه است و اعتبار این قبیل امارات در ظرف عدم وجود یقین به خلاف است، زیرا در صورت یقین به خلاف مضمون اماره موضوعی برای تعبد بدان باقی نمی ماند و در فرض مورد بحث یقین داریم شوهر زن صاحب رحم هیچ گونه نقشی در تکون طفل نداشته است، چه آن که جنین شکل گرفته به رحم زن منتقل شده است. (قربان نیا،1382،ص370)

  در قانون فرانسه طفل به زن و مرد درخواست کننده ملحق می شود و این الحاق دارای تمامی آثار نسب مشروع اعم از ارث، نفقه، ولایت قهری، حضانت، منع نکاح، احترام و غیر آن است. در واقع رابطه ی طفل ناشی از تولید مثل با کمک پزشکی با درخواست کنندگان، بر خلاف قواعد سنتی، ناشی از واقعیت طبیعی و زیست شناختی نیست، بلکه ناشی از حکم قانون است. قانون گذار فرانسه طفل را منتسب به زن و مرد متقاضی دانسته و شناسایی این رابطه را الزامی و دعوای نفی ولد را مردود شناخته است. (صفایی،1385،ص179)

 اما در حقوق ایران الحاق کامل طفل به زن و شوهر متقاضی پذیرفته نشده است. ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور مقرر داشته است که: «وظایف و تکالیف زوجین اهدا گیرنده ی جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.»

از مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت که با توجه به آن که جنین در مدت 9 ماه در رحم زن قرار دارد و از گوشت و وجود او تغذیه می نماید، لذا در این باره می توان از احکام رضاع کمک گرفته و با جاری دانستن این احکام در این مورد، فرزند متولد شده را فرزند شبه رضاعی زن صاحب رحم دانست و بر همین مبنا وی را فرزند شوهر زن صاحب رحم نیز دانست، اما در واقع نسب واقعی فرزند به صاحب اسپرم و تخمک می رسد اما چون صاحبان اسپرم و تخمک از جنین خود اعراض کرده اند و جنین را به بانک های جنین یا به صورت آشکار یا پنهانی به زوجین نابارور دیگری اهدا نموده اند لذا علی القاعده نباید بتوانند ادعای انتساب فرزند به خود را بنمایند هر چند در قانون صراحتی دیده نمی شود و این خود یکی از معایب مهم قانون فوق می باشد.

2-1-2-2 – ارث

در باب ارث نیز نخست به نظر فقها نظری می افکنیم.

 آیت ا... سیتانی در باب ارث فرزند حاصل از اهدای جنین چنین ابراز می نمایند که: «از صاحب نطفه ارث می برد اگر در زمان مرگ او حمل محقق شده باشد و زنده متولد شود.»(روش های نوین تولید مثل انسانی ازدیدگاه فقه و حقوق،1382،ص394)

 آیت ا... موسوی اردبیلی نیز چنین بیان داشته اند که: «بعید به نظر نمی رسد که از پدرش ( صاحب اسپرم ) و از هر دو مادر ارث ببرد.» (همان،ص395)

آیت ا... صانعی پاسخ درباره ی ارث را به پاسخ درباره ی نسب - که پیشتر مشروحاً نقل گردید – برگشت داده اند و در واقع نظر بر این داده اند که فرزند حاصله در صورت اعراض زن و مرد صاحب گامت، از زن صاحب رحم و شوهر او ارث می برد.

آیت ا... مکارم شیرازی نیز چنین پاسخ داده اند که فقط از صاحبان نطفه ارث می برند.(همان،ص397)

 آیت ا... خامنه ای نیز همچون آیت ا... مکارم شیرازی به ارث بردن از صاحب نطفه و تخمک نظر داده اند. (همان،ص398)

 با توجه به نظرات فقها نمی توان به یک نتیجه ی اجماعی رسید. اگر نظر آیت ا... صانعی را که بر ارث بردن از زن صاحب رحم و شوهر او نظر داده اند کنار بگذاریم مابقی به ارث بردن از صاحبان گامت نظر داده اند جز آیت ا... موسوی اردبیلی که علاوه بر آن ها به ارث بردن فرزند از زن صاحب رحم نیز رای داده اند.

پس با این حساب فرزند حاصله از انتقال جنین باید از صاحبان اسپرم و تخمک ارث ببرد در نتیجه در صورت فوت صاحبان گامت در صورت اطلاع ورثه ی اهدا کننده ی جنین از تشکیل جنین از  نطفه ی مورث در صورت دسترسی به وی باید سهم او را نیز پرداخت نمایند و در صورت عدم دسترسی با استصحاب حیات او باید سهم او را کنار بگذارند. اما چون معمولاً چنین فرزندانی از جنین های نگهداری شده در بانک های جنین منتقل می شوند معمولاً دسترسی به صاحبان جنین سخت بوده و لذا ممکن است از این بابت در حق فرزند حاصله که از زن صاحب رحم و شوهر او ارث نمی برد ظلمی واقع شود. لذا در این باره بهتر است تمهیداتی اندیشیده شود تا نسبت به تامین آتیه ی مالی فرزندان متولد از طریق انتقال جنین اقداماتی صورت گیرد. در این راستا می توان به راهکارهایی چون وصیت به نفع جنین و یا استفاده از راه حل های صنعت بیمه و یا سایر راه حل های قراردادی اشاره نمود که بهتر است قانون گذار در اصلاحات آینده قانون مدنظر قرار دهد.

2-1-2-3 – محرمیت

در باب محرمیت دو سوال مطرح است: نخست آن که در صورت پسر بودن، فرزند با زنی که در رحم او بزرگ شده محرم است یا خیر ؟ و دوم آن که در صورت دختر بودن، فرزند با شوهر زنی که در رحم او بزرگ شده محرم است یا خیر ؟

در پاسخ به سوال نخست با مراجعه به نظرات فقها از جمله مرحوم آیت ا... میزا جواد تبریزی، آیت ا... سیستانی و مرحوم آیت ا... فاضل لنکرانی علی رغم مخالفت با انتقال جنین به محرم بودن فرزند به زن صاحب رحم رای داده اند.(همان،صص393-395)

 آیت ا... سیستانی این گونه پاسخ داده اند که: «اگر از او شیر به قدر کافی نخورده باشد گرچه محرمیت بعید به نظر نمی رسد ولی خالی از اشکال نیست.» (همان،ص394)

آیت ا... موسوی اردبیلی و آیت ا... مکارم شیرازی نیز فرزند را به زن صاحب رحم محرم         دانسته اند.(همان،صص395و397) آیت ا... خامنه ای نیز در صورتی محرم دانسته اند که از نطفه ی شوهرش باشد.(همان،ص398)  نظر آیت ا... صانعی را هم بعد از پاسخ به سوال دوم بازگو خواهیم کرد.

اما در پاسخ به سوال دوم مرحوم آیت ا... میرزا جواد تبریزی همان گونه که در بالا گفته شد انتقال جنین را جایز ندانسته اند اما در باب محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم چنین پاسخ         داده اند که فرزند دختر ربیبه ی شوهر آن زن حساب می شود و بر او محرم است.(همان،ص393)

 مرحوم آیت ا... بهجت مطلقاً نامحرم دانسته اند (همان،ص394) و آیت ا... سیستانی نیز همچون پاسخ به سوال نخست محرمیت را به میزان شیر خورده شده از زن صاحب رحم موکول                 دانسته اند.(همان)

 مرحوم آیت ا... فاضل لنکرانی نیز علی رغم مخالفت با انتقال جنین درباره ی محرمیت دختر به شوهر زن صاحب رحم او را ربیبه ی وی دانسته و محرم به حساب آورده اند. (همان،ص395)

 آیت ا... موسوی اردبیلی و آیت ا... مکارم شیرازی هم که از موافقان انتقال جنین هستند رای به عدم محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم داده اند(همان،ص395و397)  و آیت ا... خامنه ای نیز این گونه پاسخ داده اند که: «اگر نطفه ی مرد یا تخمک زن باشد، به شوهر محرم است به شرط آن که شوهر با همسر خود آمیزش کرده باشد.» (همان،ص398)

و اما آیت ا... صانعی در پاسخ به هر دو سوال این گفته اند که: «فرزند در صورتی که صاحبان نطفه و تخمک از آن ها اعراض نکرده باشند متعلق به صاحبان نطفه ی امشاج می باشد و باید توجه داشت که شوهر زنی که فرزند در رحم آن زن رشد کرده پدر نمی باشد چون صاحب اسپرم نیست کما اینکه در مادر شدن زن صاحب رحم هم کلام و تامل بلکه منع است لذا فرزند به زن صاحب رحم و شوهرش محرم نمی باشد و حکم فرزند خوانده را دارد و می توان از طریق رضاع یا عقد نکاح موقت با شرائط آن برای ایجاد محرمیت استفاده کرد.» (همان،ص396)

  نکته ی جالب توجه در اینجا آن است که فقهایی که بر عدم جواز انتقال جنین رای داده اند بر محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم و نیز فرزند پسر به زن صاحب رحم رای داده اند اما فقهایی که بر جواز انتقال جنین نظر داده اند درباره ی محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم سختگیری نموده اند و در واقع برای محرم نمودن باید همچون نظر آیت ا... صانعی عمل کرد.

در واقع سوالی که اینجا پیش می آید آن است که در صورت انجام این عمل غیر مجاز محرمیت جاری است ولی در صورتی که این امر را مجاز بدانیم محرمیت جاری نمی باشد ؟ و برای ایجاد محرمیت باید به طرق شرعی توسل جست.

در واقع این گونه نیز می توان سوال کرد که آیا جواز یا عدم جواز در نفس عمل تاثیر گذار است ؟ ودر نتیجه چه ما عمل را مجاز بدانیم یا مجاز ندانیم، عملی به وقوع پیوسته که نتیجه ی آن تولد فرزندی از جنین تشکیل شده از اسپرم و تخمک بیگانه، از رحم زن صاحب شوهر دیگری گشته است. حال در صورتی که عمل را غیر مجاز بدانیم محرمیت را جاری می دانیم، اما این عمل را برای نجات عده ای از زوجین که توانایی باروری و صاحب فرزند شدن ندارند مجاز دانسته ایم، چرا باید حالا در این صورت محرمیت جاری نباشد ؟

 پاسخ به این سوال نیاز به کنکاش در آیات و روایات و بررسی نظرات دیگر فقها درباره ی فرزند حاصل از زنا و شبه و... دارد که پژوهش در این باره را به فرصت دیگری موکول می نمایم.

2-1-2-4 – حقوق دیگر

از دیگر مباحثی که درباره ی اهدا و انتقال جنین مطرح می گردند مباحثی درباره ی نفقه، ولایت و حضانت و... است.

 در این باره ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدا جنین به زوجین نابارور در بیان وظایف و تکالیف اهداگیرنده ی جنین متولد شده بر آمده و بیان داشته که از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.

در واقع در این ماده به چهار وظیفه ی زوجین اهدا گیرنده اشاره شده که مختصراً درباره ی هریک توضیحاتی ارائه می گردد:

1) وظیفه ی نگهداری طفل: در این ماده در واقع به بحث حضانت اشاره شده و برای دانستن وظایف والدین در باب حضانت باید به قانون مدنی رجوع کرد.

با نگاهی به ماده ی 1168 قانون مدنی در می یابیم که نگهداری اطفال تکلیف پدر و مادر دانسته شده و در عین حال حقی برای آن ها نیز تلقی گردیده است. در واقع از این حق به حق الحضانه تعبیر می شود.

بر مبنای همین ماده و نیز ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور همین حق و تکلیف بر زوجین اهدا گیرنده نیز ثابت می شود و علاوه بر این ماده ی 1169 قانون مدنی نیز که در صورت جدا زندگی کردن زوجین، مادر را تا هفت سالگی برای حضانت در اولویت دانسته است جاری خواهد بود و هم چنین سایر ترتیبات در خصوص حضانت و تکالیف پدر و مادر بر اساس مواد 1170 تا 1175 قانون مدنی خواهد بود.

 2) تربیت طفل: این وظیفه نیز براساس ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور نظیر تکالیف مندرج در ماده ی 1178 قانون مدنی است. ماده ی قانونی مذکور می دارد: «ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن را مهمل بگذارند.» علاوه بر این در مواد 1173 و 1179 و 1188 و 1235 قانون مدنی نیز ترتیباتی برای تربیت و مراقبت از اطفال مقرر شده است.

 3) نفقه ی طفل: بر اساس ماده ی 1199 قانون مدنی، نفقه ی اولاد بر عهده ی پدر است. پس از فوت پدر یا عدم قدرت او بر انفاق، به عهده ی اجداد پدری است و در صورت نبودن پدر و جد پدری یا عدم قدرت آنان، نفقه ی فرزند بر عهده ی مادر است. در صورت زنده نبودن مادر، یا عدم قدرت بر انفاق وی، نفقه بر عهده ی اجداد و جدات مادری و جدات پدری است. در این ماده قانون گذار در درجه ی نخست پدر و با ترتیباتی مادر را مسئول پرداخت نفقه ی اولاد قلمداد کرده است. با توجه به ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور این تکلیف بر عهده ی گیرندگان جنین ( مرد و زن ) گذاشته شده است.

 از آنجا که یکی از آثار نسب، تکلیف متقابل پدر و مادر در پرداخت نفقه، در صورت عدم بضاعت یک طرف و استطاعت طرف دیگر است ( مفاد مواد 1179 و 1198 قانون مدنی ) در مقابل این سوال که آیا تکالیف مذکور نیز یک تکلیف متقابل است یا فقط زوجین گیرنده ی جنین مکلف به پرداخت نفقه اند، باید گفت: به دلیل عدم وجود نسب بین گیرندگان جنین و طفل متولد از این طریق و وجود رابطه ی نسبی بین صاحبان اصلی اسپرم و تخمک تشکیل دهنده ی جنین و طفل و استفاده ی قانون گذار از کلمه ی «نظایر» در ماده ی 3، تنها باید حکم به تکلیف یک طرفه ی پدر و مادر داد. سرایت این تکلیف به پدر و جد پدری در صورت فوت پدر، یا عدم قدرت او بر انفاق، یا اجداد و جدات مادری و جدات پدری در صورت زنده نبودن مادر، یا عدم قدرت او بر آن انفاق، همان گونه که در ماده ی 1199 قانون مدنی مقرر گردیده است نیز بعید به نظر می رسد.(صادقی مقدم،1385،ص158)

4) تکریم و احترام: تکریم فرزند و احترام و تبعیت فرزند از پدر و مادر از اصول اخلاقی موثر در بقای جوامع است. دین اسلام تاکید زیادی بر احترام و تکریم فرزند و احترام فرزند به پدر و مادر دارد.

در قانون مدنی ماده ای که حاکی از وظیفه ی پدر و مادر مبنی بر احترام به فرزند باشد وجود ندارد، لیکن بر اساس ماده ی 1177 فرزند وظیفه ی احترام به پدر و مادر و اطاعت از آن ها را دارد. ماده ی مذکور مقرر می دارد: «طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد به آن ها احترام کند.»

 پدر و مادر واقعی طفل متولد از انتقال جنین، همان گونه که بیان شد، صاحبان اصلی اسپرم و تخمک سازنده ی جنین اند. تکلیف اطاعت از پدر و مادر برای فرزند سرایت به فرزندان متولد از انتقال جنین نیست ؛ زیرا اولاً، در متن ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور تنها از لفظ احترام سخن به میان آمده و در مورد اطاعت مطلبی نیامده است. ثانیاً، حکم ماده ی 1177 مخصوص طفلی است که بین وی و به وجود آورندگان ژنتیک او رابطه ی نسبی برقرار باشد. در حقیقت زوجین گیرنده ی جنین پدر و مادر طفل متولد از انتقال جنین نیستند که اطاعت فرزند از آنان واجب باشد و لیکن وظیفه ی احترام طفل به زوجین گیرنده ی جنین بر اساس ماده ی 3 قانون نظیر تکلیفی است که در ماده ی 1177 برای اطفال معین شده است. (همان،ص159)

  2-2 – بررسی فقهی و حقوق اهدای گامت

 همان گونه که در بخش اول ذکر گردید، منظور از اهدای گامت، اهدای اسپرم مرد بیگانه برای تلقیح با تخمک زنی که شوهر دارد و انتقال به رحم او و یا اهدای تخمک زن بیگانه ای برای تلقیح با اسپرم شوهر و انتقال به رحم همسر آن شوهر می باشد.

 از آنجا که به نظر نگارنده عمل نخست مطلقاً حرام است و در مورد عمل دوم می توان راهکارهایی را جست لذا در طی گفتار اول تنها به ذکر دلایل حرمت اهدای اسپرم و بررسی این دلایل می پردازیم و از آن جا که از نظر بسیاری از علما نیز این عمل مجاز نمی باشد لذا بحث درباره ی مسائلی چون نسب، ارث، محرمیت، نفقه و... را بی مورد دانسته و این موارد را تابع احکام مجرا در مورد فرزند حاصل از زنا و... می دانیم و از ذکر آن ها خوددادری می نماییم.

2-2-1 – اسپرم اهدایی

 در ذیل به دلایل ممنوعیت این عمل در آیات و روایات و نظرات فقها و علما می پردازیم.

از مهم ترین دلایل بر ممنوعیت اهدای اسپرم می توان به آیات مربوط به حفظ آلت تناسلی اشاره نمود. از جمله ی این آیات، آیه ی 31 سوره ی مبارکه ی نور می باشد که بیان می دارد: «به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند...»

در توضیح این آیه می توان گفت که عضو جنسی، در عین حال که وسیله ی اصلی عمل جنسی است، آلت بارداری نیز هست. میلیون ها سلول نرینه، که در اولین مرحله ی بارداری با آمیزش تخمک زن با یکی از آن ها جنین به وجود می آید، از طریق عضو تناسلی مرد خارج و از راه آلت تناسلی زن وارد مهبل و سپس رحم می گردد و با تخمک در آمیخته و آن را بارور می سازد. همچنین تولد جنین نیز با خروج از این عضو حاصل می شود.

 اما روایت معتبر ابو بصیر از حضرت امام صادق (ع) که فرمود: هر کجا در قرآن سخن از حفظ آلت تناسلی به میان آمده مقصود حفظ کردن آن از «زنا» می باشد به استثنای این آیه که در آن، منظور آن از دید و نگاه دیگران است. ( ابراهیم قمی،بی تا،ص101) هر چند موید این مطلب است که این آیه به موضوع بحث ما مربوط نیست اما مگر نه آن است که انجام این عمل همراه با رویت آلت توسط دیگران است در نتیجه می توان دلیل و اماره ای بر حرمت عمل باشد.

 در واقع می توان گفت منظور در این آیه حفظ این عضو از هر عمل ناشایست و هر اقدامی است که ننگ و حرمت به حساب آید و این فقط در تلقیح مصنوعی خلاصه نمی شود. بلکه موارد دیگری را هم که از نظر عقلا و عرف عامه، کار ناشایست و عیب و ننگ به حساب می آید نیز شامل می گردد و چون تلقیح مصنوعی نیز به شیوه های گفته شده، نیز عقلاً و عرفاً کار ناشایست و عیب تلقی می گردد، پس به موجب این آیه عضو تناسلی زن باید از تلقیح مصنوعی محفوظ باشد.

  خداوند در سوره ی مبارکه ی انعام آیه ی 151 می فرماید: «... و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد و چه پنهان...» در این آیه از کلمه ی فواحش استفاده شده که جمع فاحشه از ماده ی فحش، در لغت به هر گفتار یا کردار زشت و ناشایست گفته می شود و بر همین اساس تزریق اسپرم مرد اجنبی و حامله کردن زن با آن، هم از نظر عرف از جمله کارهای ناشایست و قبیح تلقی می گردد و هیچ کس راضی به این کار در مورد مادر یا خواهر یا دختر خود نمی شود. پس با توجه به مفهوم این آیه، تلقیح مصنوعی حرام است.

 اما در مورد کلمه ی فواحش که ذکر گردید می توان این گونه گفت که کلمه ی «فواحش»، همان طور که در مفردات الفاظ قرآن کریم(راغب اصفهانی،بی تا،ص378) نیز آمده، به معنی هر حرف یا عمل بدی نیست، بلکه منظور از آن گفتار و یا کردار است که قباحت آن خیلی زیاد باشد، و مسئله ی مورد بحث ما، به خصوص در صورتی که مرد عقیم باشد و تلقیح مصنوعی با رضایت او صورت گیرد، از نظر عرف یک کار بسیار بد و ناپسند به حساب نیاید، بنابراین مشمول خطاب این آیه نمی شود. اما چون از امری مثل عرف سخن به میان آید ممکن است تناقض هایی در عرف های مناطق مختلف به وجود بیاید و اموری که شاید در منطقه ای قبیح نباشد در منطقه ای دیگر چنان قبح و ممنوعیتی داشته باشد که بتوان از آن به فواحش تعبیر نمود. لذا بی دلیل نمی تواند باشد که ما نیز این عمل را جز فواحش به شمار آوریم و بر طبق این آیه به حرمت آن رای دهیم.

 یکی دیگر از دلایل ممنوعیت این عمل روایت کلینی از علی بن ابراهیم و او از پدرش، از عثمان بن عیسی، از علی بن سالم از امام صادق (ع) است که نقل کرده که فرمود: «شدید ترین عذاب در روز قیامت جزای مردی است که نطفه ی خود را در رحم زنی که بر او حرام است، جای دهد.» (حرعاملی،بی تا،ص239)

درباره ی این حدیث به نکاتی چند می توان اشاره کرد: نخست آن که چون دو تن از راویان آن      ( عثمان بن عیسی و علی بن سالم ) مورد اطمینان نیستند بنابراین سند آن ضعیف است. (خویی،بی تا،ص26)

 دوم آن که به نظر می رسد این سخن تنها در مورد زنا صادق است و برای دلالت روایت بر حرام بودن تلقیح مصنوعی، باید محرز شود که روایت، کلیت دارد. سوم آن که با توجه به شدت لحن روایت بهتر است بگوییم روایت ناظر بر موردی است که کاشت نطفه در رحم حرام و از طریق عمل زنا صورت گیرد.

 با توجه به سه مطلب بالا می توان این گونه نتیجه گرفت که سخن فوق تلقیح مصنوعی را در بر  نمی گیرد، لذا می توان از این علت چشم پوشی نمود اما دلایل دیگری وجود دارد که باعث می گردد تا از این روایت در صورت تایید سند آن با کلیت دادن آن به تلقیح مصنوعی، بر حرمت تلقیح مصنوعی نظر دهیم.

دلیل مهم دیگری که بر حرمت این عمل اشاره دارد، جا افتادگی و قباحت این کار در اذهان     کلیه ی مسلمانان و دین مداران است.

 با بررسی منابع تاریخی در می یابیم که مواردی از گرفتن اسپرم مرد اجنبی در زنان جوامع عرب قبل از اسلام، حتی از طریق عمل جنسی، به چشم می خورد که به نکاح استبضاعی معروف است.

 این نکاح این گونه بود که گاهی، زن پس از پاکی از عادت ماهانه، از سوی شوهر مامور به همخوابگی با مردی از تبار بزرگان یا مردان قوی هیکل می شد تا فرزند اصیل و شجاع برای شوهر به دنیا آورد. هم چنین، کنیزان را وادار می کردند تا از چنین مردانی حامله شوند، فرزندی قوی آورند تا به خدمت گرفته شده یا به بهای خوبی فروخته شود. (جوادعلی،بی تا،ص538)

بنابراین منشا قبح و ممنوعیت این کار در اذهان بعد از اسلام را، جز تعلیمات اسلام و فرمایشات  ائمه ی اطهار ( علیهم السلام ) چیزی دیگری نمی توان دانست. بنابراین، حکم حرام بودن تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، با این دلیل، حداقل از نظر احتیاط در مسئله خالی از قوت نیست.

علاوه بر آیات اشاره شده در سوره های نور آیات 30 و 31، سوره ی احزاب آیه ی 35، سوره ی مومنون آیات 5 تا 7 و سوره ی معارج آیه ی 29 بر این نکته تاکید شده که مسلمان مومن، موظف است جز در دایره ی ازدواج اعم از دایم یا موقت، اندام های جنسی خود را از دیگران حفظ کند.

طبیعی است که استفاده از اسپرم دیگران و تزریق آن به بدن همسر قانونی خود، مصداق بارز چنین عمل ناروایی است، زیرا هیچ تفاوتی میان زن و مرد در حفظ اندام های جنسی خود وجود ندارد و حفظ اندام های جنسی نیز امری است مطلق که به اطلاق خود، شامل حفظ از تماس با اندام جنسی جنس مخالف و حفظ از تماس با مایعات جنسی جنس مخالف هر دو می شود.(آصف محسنی،         بی تا ،ص89)

 به عبارت دیگر، این آیات متضمن فرمان به حفظ اندام های جنسی هستند، در حالی که مشخص نشده که از چه چیز باید این حفظ صورت بگیرد. عدم بیان متعلق حفظ ( حذف متعلق )، بر این نکته دلالت دارد که باید اندام های جنسی از هر چیز یا هر کاری حفظ کرد، طبیعتاً یکی از آن کارها، تزریق اسپرم یا تخمک به دیگران و فراهم آوردن زمینه ی تلقیح آن ها است.(روحانی،1414،ص8)

علاوه بر آیات و روایات اشاره شده، آیات و روایات دیگری نیز در باب حرمت این عمل وجود دارد اما در این مجال به موارد اشاره شده اکتفا می شود و مختصراً نگاهی به نظرات فقها نیز افکنده می شود.

 آیت ا... صافی گلپایگانی در پاسخ به این سوال که آیا انجام عمل ذکر شده جایز می باشد، مشروحاً به بیان پاسخ پرداخته اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که عمل فوق حرام می باشد. (صافی گلپایگانی،1377 ،ص89)

 آیت ا... جعفر سبحانی نیز چنین پاسخ داده اند که: «تلقیح نطفه ی مردی به زوجه ی دیگری، جایز نیست، خواه طرفین راضی باشند یا نباشد.»(روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق،1382،ص405)  هم چنین، تقویت نطفه ی زوج با نطفه ی دیگری و امتزاج آن دو را نیز حرام دانسته اند. (همان)

آیت ا... سید محمد حسین مرعشی شوشتری نیز تلقیح نطفه ی غیر زوج، مشترکاً یا منفرداً، از باب لزوم احتیاط در فروج و اطلاق آیه ی شریفه ی «والذین لفرجهم حافظون» حرام دانسته اند.(همان،ص406)

 آیت ا... خامنه ای نیز در پاسخ به سوالی به این صورت که آیا تلقیح نطفه ی مرد اجنبی به همسر مردی که بچه دار نمی شود، از طریق قرار دادن نطفه در رحم او جایز است ؟ پاسخ داده اند که: «تلقیح زن از نطفه ی مرد اجنبی فی نفسه اشکال ندارد ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن ها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی شود بلکه ملحق به نطفه و به زنی که صاحب رحم و تخمک است.»                            (خامنه ای،1381،ص282)

 آیت ا... مکارم شیرازی نیز تلقیح نطفه ی مرد بیگانه را به زن شوهر دار جایز ندانسته اند. (مکارم شیرازی،1387،ص436)

 آیت ا... صانعی نیز وارد نمودن اسپرم مرد اجنبی به رحم زن را حرام دانسته اند. اما به نظر ایشان    می توان اسپرم مرد اجنبی و تخمک همسر را در خارج ( شرایط آزمایشگاه ) مخلوط کرد و سپس جنین حاصل را به رحم زن انتقال داد که در این صورت، همسر که صاحب تخمک منشا است، مادر محسوب می شود و صاحب اسپرم نیز در صورتی که از نطفه ی خود اعرا نکرده باشد، پدر محسوب می شود. (صانعی،1386،ص203)

 با این حساب با توجه به آیات و روایت ذکر شد و نیز نظر فقها این گونه نتیجه گرفته می شود تلقیح اسپرم مرد اجنبی با تخمک زن شوهردار عملی حرام است.

2-2-2 – تخمک اهدایی

 در آغاز بحث می توان گفت که بر اساس سنت و روش اسلام و بر اساس عرف حاکم در بسیاری از نقاط جهان هیچ زنی نمی تواند بیش از یک شوهر داشته باشد و این امر از آن جهت است که اختلاط نسل صورت نگیرد و بر همین اساس است که تلقیح با اسپرم یک مرد بیگانه علی القاعده نباید عمل صحیحی بوده باشد و هیچ راه حل شرعی دیگری به ظاهر برای آن نمی توان پیدا کرد.

 اما در مورد دیگر، در شرع اسلام، مرد می تواند علاوه بر یک زن، سه زن دیگر به طور دائمی و به صورت نامحدود همسر موقت اختیار کند، بر همین مبنا این گونه می توان نتیجه گرفت حتی اگرعمل تلقیح با تخمک زن بیگانه را حرام مطلق بدانیم یک راه حل شرعی برای انجام این عمل قابل تصور است و آن این است که اگر زنی که تخمک اهدا می کند خالی از موانع نکاح باشد می تواند به زوجیت دائم یا موقت شوهر زن گیرنده ی تخمک در آید و عمل اهدای تخمک به صورت شرعی و عملی حلال صورت گیرد.

 بر همین اساس آیت ا... صانعی امتزاج اسپرم زوج با تخمک زن دیگر در خارج و تلقیح آن به زوجه، یا زن مذکور یا زن ثالث، را ظاهراً بدون مانع دانسته اند چون نه زناست و نه وارد نمودن منی در رحم زن اجنبیه. (همان،ص202)

 آیت ا... خامنه ای نیز پاسخ داده اند که: «عمل مذکور فی حد نفسه اشکال ندارد.»(خامنه ای،1381،ص282)

 بر همین اساس از آن جایی که اغلب بر انجام این عمل اجازه داده اند لذا باید به بررسی مسائل دیگری چون نسب و ارث و محرمیت و... نیز پرداخت، لذا بحث مفصل در این موارد را به فرصت دیگری موکول می نمایم و مختصراً بیان می داریم که انتساب فرزند به شوهر، که از اسپرم او تلقیح صورت گرفته قطعی و بر همین اساس ارث شوهر به فرزند تعلق می گیرد و نیز در صورت دختر بودن بر آن مرد محرم می باشد و تمام حقوق و تکالف بین فرزند و پدر بر قرار می باشد اما نکته ی مهم در اینجا احکام رابطه ی فرزند حاصله با زن اهدا کننده ی تخمک و زن اهدا گیرنده ی تخمک است که جای بحث دارد.

 آن گونه که از پاسخ حضرت آیت ا... خامنه ای که می گویند «الحاق آن به زن صاحب رحم مشکل می باشد لذا باید نست به احکام شرعی مربوط به نسب احتیاط رعایت شود»(همان) بر می آید که فرزند به طور قطع به زن اهدا کننده ی تخمک ملحق بوده و از او ارث برده و نیز در صورت پسر بودن بر وی نیز محرم خواهد بود، اما در مورد الحاق به گیرنده ی تخمک نظر قطع نداده اند ولی آن گونه که بر می آید از آن جایی که فرزند از رحم او متولد خواهد شد و توسط او شیر داده خواهد شد براساس احکام رضاع، مادر رضاعی فرزند محسوب خواهد شد و مساله ی محرمیت حل می گردد.

 آیت ا... صانعی نیز همین نظر را دارند و معتقدند که زن صاحب رحم که تخمک ( منشا نطفه ی امشاج ) متعلق به او نیست، مادر محسوب نمی شود و ذکر کرده اند که با شیر دادن و تحقق بقیه ی شرایط رضاع، مادر رضاعی می شود. (صانعی،1386،ص203)

 پس تمام احکام فرزد با پدر خود برقرار خواهد بود ولی با مادری که او را به دنیا آورده در صورت تحقق شرایط رضاع تنها احکام مادر رضاعی برقرار است و بقیه ی احکام با مادر با زن صاحب تخمک برقرار خواهد بود و مطابق مواردی که در بحث اهدای جنین ذکر گردید رفتار خواهد شد.

نتیجه گیری

 از آن چه گفته شد می توان به نتایج زیر دست یافت:

     1- بیان مسائل پزشکی در این موضوع اهمیت به سزایی برخوردار است. آن گونه که از نظرات فقها بر می آید برخی از آنان، آن گونه که باید درباره ی چگونگی برخی از اعمال به اندازه ی کافی توجیه نشده اند، لذا ذکر مسائل پزشکی در این باره علاوه بر توجیه شدن فقها باعث می شود که محققین نیز به ابعاد مختلف قضیه پی ببرند.

     2- اهدا و انتقال جنین با توجه به نظر بیشتر فقها عملی مجاز بوده و بر همین اساس قانون گذار اقدام به وضع قانون نموده است. اما اختلاف در مسائل تکلیفی این امر باعث شده است که قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور، نتواند ابعاد و آثار حقوقی رویداد مذکور را تبیین نماید و به ابهام ها بیافزاید. آشنا کردن بیشتر فقها و علما با مسائل پزشکی موجود و برگزاری گردهمایی های تخصصی پزشکی و حقوقی و انعکاس آن به مجلس شورای اسلامی به منظور اصلاح قانون مفید خواهد بود.

     3- از مواردی که باید در قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور به آن اشاره شود می توان به تبیین بیشتر حقوق اطفال ناشی از اجرای این قانون از قبیل نسب و نفقه و.. و نحوه ی تامین هزینه ی آنان در صورت فوت یکی از زوجین گیرنده ی یا وقوع طلاق، درج نکاتی از قبیل نحوه ی احراز سلامت، تابعیت، زوجیت اهدا کنندگان، ثبت هویت صاحبان جنین، نحوه ی طبقه بندی و نگهداری اطلاعات اهدا کنندگان و گیرندگان، ثبت هویت واقعی طفل، حق طفل برای دانستن هویت واقعی خود، اجاره یا عاریه گرفتن رحم و به طور کلی تولید مثل یا بارداری برای دیگری، انتقال جنین بعد از فوت شوهر و ضمانت های اجرایی برای مقررات اهدا و انتقال جنین نیز در قانون اشاره گردد.

     4- با توجه به آن که اهدای گامت در یک نوع آن یعنی اهدای تخمک با توجه به نظر فقها امری مجاز است لذا بهتر است قانون گذار ضمن اصلاح موارد ذکر شده در قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور، به نحوه ی اهدای تخمک به زوجین نابارور در همان قانون یا به عنوان قانون مستقل دیگری، اقدام به تصویب مقررات مخصوص نماید.

 

درباره ی ایران مدلاین

IranMedline

باسلام مدیریت سایت ایران مدلاین با هدف دستیابی آسانتراطلاعات طبی/بهداشتی برای همگان ، بویژه پزشکان و پیراپزشکان ، اقدام به انتشاراین سایت نمود. سایت کنونی که بدنبال تغییرات کلی واساسی برمبنای توصیه ها و پیشنهادات شما عزیزان دستخوش دگرگونی وسیعی شد، حاصل ساعتها تلاش گروه طراحی ، نویسندگان، هنرمندان وپزشکان همکارسایت رابه شما جویندگان علم ودانش ارائه می دهد. معهذا بازهم درانتظار نظرات همه شما هستیم.هدف اصلی سایت، ارائه اطلاعا ت جامع علوم پزشکی و بهداشت و تمام شاخه های وابسته به آن می باشد.لذا استدعا داریم هرگونه کمبودی دراین زمینه رابه ما یادآوری نمائید.

متاسفانه سایت کاملی که تمامی اطلاعات موردنیازشما رادرزمینه علوم پزشکی و حرف وابسته فراهم نماید به زبان فارسی موجودیت نیافته بود، وجهت دستیابی به موضوعات مورد نظرلازم بود تمامی سایتهای فارسی /غیرفارسی راجستجو کنید تا شاید برحسب تصادف به اطلاعات موردنظرتان دسترسی بیابید.