بیماری های مادرزادی متابولیسم
چگونه د راپیدمی کورونا، زایمان کنم.
چندقدم به سوی حافظه بهتر
هردارویی ، مفیدنیست.
آلزایمرچیست ؟
بزرگان ایمنولوژی
با مزاج خود آشنا شویدم
Arrow
Arrow
Full screenExit full screen
ArrowArrow
متابولیسم اشتباه
اختلالات متابولیسم مادرزادی چیست
استرس کروناویروس
چگونه با استرس ناشی ازکرونا مقابله کنیم.
ویروس تاجدار
بیماری قدیمی ، تظاهرنوین
دستورالعمل کورونا و زنان حامله
توصیه هایی برای زایمان بهتر
تقویت حافظه با مواد طبیعی
چی بخورم
داروهای قاتل
مراقب داروهاباشید.
فراموشی
بدترین بیماری پایان عمر
چهره های دنیای ایمنی
سرگذشت ایمنی ازابتدا تا کنون
مزاج
ساختار طبیعی بدن
Shadow
Slider

انواع تلقینات هیپنوتیزمی :ادامه

در . ارسال در هیپنوتیزم

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درادامه ،سایرشیوه های تلقینات هیپنوتیزمی رامعرفی وتوضیح می دهیم.

هدايت ضمني

معمولاً هدايت ضمني سه‌بخش دارد .(1) ارائة محدوديت زماني؛ (2) يك تلقين ضمني براي يك پاسخ ذهني كه در درون بيمار رخ خواهد داد, و (3) يك پاسخ رفتاري كه نشان خواهد داد چه وقت پاسخ يا تلقين ذهني انجام شده است. اين نوع تلقين بخصوص براي دنبال كردن پيشرفت در طول هيپنوتيزم استفاده مي‌‌شود.

ترتيب ( فورمت ). هدايت ضمني اغلب به‌اين ترتيب انجام مي‌‌شود: " به محض اين‌كه ارائة محدوديت زماني [ ضمير دروني ات شرايط را تشخيص داد ] روند ذهني كه مطلوب است [ انگشت "بله"‌ات حركت خواهد كرد " ] نشانه رفتاري.

عبارت. در اينجا مثال‌هايي از چگونگي بيان اين نوع تلقين آورده شده است, به همان ترتيبي كه در بالا گفتيم. " به محض اين‌كه............ ( تمام دستت بي‌حس شد؛ ديگر نمي‌‌تواني پاهايت را احساس كني؛ مي‌‌تواني............... ببيني؛ كه حافظه ضمير ناخودآگاهت پاك شده است؛ مي‌داني.............؛ احساسات ناخودآگاهت حس مي‌‌كند كه آنقدر در خلسه عميقي فرو رفته‌اي كه................. را انجام دهي )............. سپس.............. ( دستت فرو خواهد افتاد؛ انگشتت پايين خواهد آمد؛ تو بيدار خواهي شد ).an overview of clinical hypnosis 4 638

كنار هم قرار دادن اضداد

اين نوع تلقين را كه احتمالاً اريكسون در دهه 1930 خلق كرده است, شامل تعادل چيزهاي مخالف و متضاد است. براي مثال: " همان‌طور كه دست راست كشيده و سخت مي‌‌شود, بقيه بدنت آرام‌تر و آرام‌تر مي‌‌شود. " همان‌طور كه دست راستت به طرف بالا حركت مي‌‌كند, دست چپت به پايين مي‌آيد. " همان‌طور كه پيشاني‌ات سردتر مي‌‌شود, حس مي‌‌كني كه دست‌هايت گرم‌تر مي‌شوند. " در اين نوع تلقين, شما مي‌‌توانيد ابتدا يك استعاره فيزيكي, و سپس يك استعاره رواني را بيان كنيد.

عبارت. در بيان اين نوع تلقين, بعضي از كلمات متضاد و مخالف زير ممكن است برايتان مفيد باشد: گرما - سرما؛ تنش- آرامش؛ فقدان نسبي يا كامل احساس- حساسيت مفرط؛ مرطوب- خشك؛ احساس سبك‌بالي - احساس سنگيني؛ سبك - سنگين؛ پر - خالي؛ بيشتر - كم‌تر؛ دشوار - آسان؛ پيرتر - جوان‌تر.

عبارات منفي براي تخليه مقاومت

اريكسون معتقد بود كه استفاده از عبارات منفي مي‌تواند به عنوان يك " برق گير " براي تخليه بازداري و مقاومت‌هاي جزئي عمل كند. وي استفاده از اين نوع تلقين را از دهه 1930 آغاز كرده بود و به استفاده باليني از آن اطمينان داشت. اما تاكنون هيچ مدرك معتبر تجربي دال‌بر كارايي اثر بخشي آن را در اختيار نداريم. با اين وجود, درمان‌گرهاي زيادي از اين نوع تلقين استفاده مي‌‌كنند.

مثال هاي زير اين نوع تلقين را نشان مي‌دهد:

" مي‌خواهي, نمي‌خواهي؟ "

" و مي‌‌تواني, نمي‌‌تواني؟ "

" نمي‌‌تواني آن را متوقف كني, نمي‌‌تواني؟ "

" مي‌‌كني, نمي‌‌كني؟ "

" و چرا نمي‌گذاري آن اتفاق بيافتد؟ "

" و تو واقعاً مجبور نيستي............. را انجام دهي.......... تا وقتي كه........... "

" و تو ............ را انجام نخواهي داد تا وقتي كه............. "

" لازم نيست............. "

" ................ اين طور نيستي؟ "

" ............... اين طور نيست؟ "

" ............... نمي‌‌كني؟ "

پيوند جايگزين هاي قابل مقايسه

اين پيوندي است كه به نظر مي‌رسد به بيمار بين دو گزينه يا بيشتر حق انتخاب مي‌دهد. با وجود اين, هر دو گزينه در واقع قابل قياس هستند و هر دو, بيمار را به يك مسير درماني مطلوبي هدايت مي‌‌كنند. گزينه‌هايي كه در اين نوع تلقين ارائه مي‌‌شود ممكن است متفاوت به نظر برسند, اما عملاً يكي هستند, و فقط توهم در انتخاب ايجاد مي‌‌كنند.

در اين جا چندين مثال از پيوند جايگزين‌هاي قابل مقايسه ارائه شده است. سه مثال اول درواقع تلقينات پس هيپنوتيزمي را به عنوان الگو به شما معرفي مي‌‌كند. من از اين پديدة هيپنوتيزمي به‌اين نتيجه رسيدم كه بعضي از تلقينات به دنبال بيرون كشيدن اطلاعات از سوژه‌ه است. " آيا ترجيح مي‌‌دهي در حالت نشسته به خلسه فرو بروي يا به پشتي صندلي لم بدهي؟ " ترجيح مي‌‌دهي كم‌كم به خلسه فرو بروي يا به سرعت؟ "ترجيح مي‌‌دهي به خلسه سبك, متوسط, يا عميق فرو بروي؟ " پرواز: " و شايد دست چپت, يا شايد هم دست راستت باشد كه به طرف صورتت حركت مي‌‌كند. " پس روي (بازگشت ) به دوران كودكي: " و مي‌‌تواني تجربه شادي را كه در پنج سالگي برايت اتفاق افتاد به ياد بياوري, يا شايد ترجيح بدهي خاطره‌اي را از زماني كه كمي بزرگ‌تر بودي به ياد بياوري. " بي دردي يا بي‌حسي: " تو مي‌‌تواني احساس فشار را انتخاب كني, يا اصلاً چيزي انتخاب نكني. " توهم منفي: " تو مي‌‌تواني فقط تن صداي مرا بشنوي, يا مي‌‌تواني به راحتي هر چيز ديگري را ناديده بگيري. " تحريف ( اختلال ) زمان: " ممكن است به نظر برسد كه زمان خيلي سريع مي‌گذرد, يا ممكن است تو از گذشت زمان بي‌خبر باشي. " بي‌حسي: " آيا تو الآن بيشتر در دست راست احساس كرخي مي‌‌كني يا در دست چپ؟ "

پيوند مضاعف خودآگاه - ناخودآگاه

اين نوع تلقين با ناديده گرفتن ضمير خودآگاه و محدوديت‌هاي علمي درصدد بهره‌گيري از ضمير ناخودآگاه بيمار است ( يا , بسته به چارچوب رجوع نظري شخص, از استعاره ضمير ناخودآگاه استفاده مي‌‌كند). براي پاسخ به‌اين نوع تلقين لازم است بيماران از درون تمركز كنند و روشهاي ناخودآگاه را كه وراي كنترل آگاهانه است به اجرا در مي‌آورند. در يك پيوند دوسويه, توانايي‌هاي رفتاري به دور از دامنه گزينش‌هاي آگاهانه معمولي و پاسخ‌هاي ارادي بيمار ارائه مي‌‌شود.

در اين جا چند نمونه ارائه شده است: " و اگر ضمير ناخودآگاهت آمادگي دارد كه وارد خلسه شوي, دست راستت شروع به سبك شدن و بلند شدن در هوا مي‌‌كند. اگر ضمير ناخودآگاهت براي فرورفتن تو در خلسه بي‌ميل است, دست چپت بالا خواهد رفت. " و ضمير ناخودآگاهت به كار روي آن مشكل ادامه مي‌دهد و بعد از ترك اين جا تو را براي جلسه بعدي آماده مي‌‌كند. و چيز واقعاً جالب و شگفت انگيز, كه شايد ضمير خودآگاهت از آن‌چه در حال وقوع است بي خبر باشد يا حتي متوجه آن شده باشد, و اين بستگي به ميل ضمير ناخودآگاهت دارد. و همان‌طور كه ضمير ناخودآگاهت در حال آماده كردن تو و انجام كارش است, ضميرنا‌خودآگاهت آزاد است تا كارهاي روزانه‌ات را انجام دهد. "

تلقينات آشفته

معمولاً اعتقاد بر اين است كه آشفتگي با كمك به تسريع روند ناخودآگاهانه, موجب تضعيف الگوهاي دهني خودآگاه مي‌‌شود. اريكسون معتقد بود كه‌اين نوع تلقين زماني ضروري است كه يك بيمار به‌طور خودآگاه براي هيپنوتيزم ترغيب شده است اما به‌طور ناخودآگاه در برابر آن مقاومت مي‌‌كند. ما به‌طور خلاصه تلقينات از اين نوع را معرفي خواهيم كرد.

شوك و تعجب. از شوك و تعجب با تحريك ضمير ناخودآگاه بيمار به سوي يك تجسس دروني و جلب توجه بيمار, مي‌توان براي تسهيل لحظات خلاقانه استفاده كرد. اين عمل را مي‌توان از طريق بيان كلمات تكان دهنده و تعجب آور و يا از طريق استفاده از مكث‌هاي به موقع انجام داد. براي مثال, بعد از اين‌كه درمان‌گر پس از رها كردن بيمار در حالي‌كه دستش در حالت كاتالوسپي در هوا معلق است, مي‌تواند اين تلقين را ارائه دهد: " و آن‌چه آن دست بعد از اين انجام مي‌دهد, تو را متعجب خواهد كرد, " در حاليكه مشتاقانه منتظر پاسخ هستيد. اين روش مي‌تواند براي القاء مجدد هيپنوتيزمي تعجب آور در بيماري را استفاده كرد كه اخيراً به او گوشزد شده كه: آيا بيداري؟ مطمئني؟ داري متوجه چيزي در چشم‌هايت مي‌شوي......... همان‌طور كه پلك‌هايت شروع به هم خوردن مي‌‌كنند........ سنگين‌تر مي‌شوند....... و بسته مي‌شوند, همه اينها به خودي خود انجام مي‌‌شود. " در تلقين ديگري با شوك مي‌توان گفت: " اگر مسيرت را تغيير نداده باشي, يك فاجعه است, و تو به جايي مي‌رسي كه قبلاً بودي. "

تجزيه مضاعف پيوند مضاعف. اين نوع تلقين شامل انواع مختلف ديگري از تلقينات

مي‌‌شود, و با تضعيف الگوهاي خودآگاه, بار اضافي و سردرگمي‌ ايجاد مي‌‌كند. مشاهده دقيق و توجه به پاسخ‌هاي بيمار به جايگزين‌ها مي‌تواند به شما دربارة استعدادها و تمايلات هيپنوتيزمي بيمار هشدار دهد.

اين نوع تلقين مي‌تواند به‌ترتيب زير باشند: " ( خيلي زود ) مي‌‌تواني......... اما ( لازم نيست.........؛ گرچه؛ وقتي؛ بدون دانستن )............, يا, مي‌‌تواني ........................................، اما (يا هر عبارت ديگر بالا )............. "

در اين جا براي روشن شدن مطلب چند مثال آورده شده است. " خيلي زود مي‌‌تواني بيدار شوي؛ اما بدون آگاهي از اين‌كه وقتي چشم‌هايت بسته بود چه اتفاقي افتاد. " تو مي‌‌تواني تصميم بگيري كه به ياد نياوري, يا مي‌‌تواني تصميم بگيري كه فقط فراموش كني, اما تصميم گرفتن براي فراموش كردن همان تصميم‌گيري براي به ياد نياوردن است يعني تو تصميم گرفته‌اي كه فراموش كني. " هرگاه بيادآوري كه فراموش كني آن‌چه را مي خواستي به ياد بياوري كه فراموش كني. "

عبارت براي يك پيوند مضاعف خودآگاه- ناخودآگاه تجربه مضاعف. اين نوع تلقين آشفته مي‌تواند به‌ترتيب زير بيايد: " ضمير خودآگاهت.........., (در حاليكه, يا, و, از آن جائيكه, همان‌طور كه, زيرا, هم زمان) ضمير ناخودآگاهت..........., يا شايد ضمير ناخودآگاهت.............., در حاليكه ضمير خودآگاهت......... " با توضيح روش ديگر, اين فرصت مي‌تواند به يكي از اين شكل باشد: (1) خودآگاه..........., ناخودآگاه..........., در حاليكه (يا, از آن جائيكه ) خودآگاه.........., ناخودآگاه.......... . (2) ناخودآگاه........, خودآگاه.........، در حاليكه ناخودآگاه........., خودآگاه......... .

در اين جا چند مثال آورده شده است: ضمير ناخودآگاهت ممكن است به راه‌حل‌ها فكر كند, در حاليكه ضمير ناخودآگاهت معاني ضمني آن‌ها را در نظر مي گيرد, يا شايد ضمير ناخودآگاهت چند راه حل بيابد, در حاليكه ضمير خودآگاهت نمي‌داند نتيجه چه مي‌‌شود. " ضمير خودآگاهت ممكن است جزئيات آن اتفاقات را بياد بياورد, در حاليكه ضمير ناخودآگاهت احساسات خود را فريب مي‌دهد, يا ضمير ناخودآگاهت ممكن است به ياد آورد كه چه اتفاقي افتاد, در حاليكه ضمير خودآگاهت فقط از احساسات شديد مطلع است و اين آزمايش را كامل نمي‌‌كند, در حاليكه به نظر مي‌رسد ضمير ناخودآگاهت تمام زماني را كه نياز دارد در اختيار دارد, يا, ضمير خودآگاهت ممكن است از يك كمان آرام بدون دغدغه زمان لذت ببرد, در حاليكه ضمير ناخودآگاهت زماني را كه باقي مانده و سرعت كارت را زير نظر مي گيرد. " و وقتي چشم‌هايت را باز مي‌‌كني نمي‌‌تواني آگاهانه مادرت را در جلوي رويت نشسته ببيني در حاليكه ضمير ناخودآگاهت از احساساتت نسبت به او آگاه است, يا شايد تصوير او را دارد در حاليكه ضمير خودآگاهت در احساساتي كه تو نسبت به او داري احاطه شده است. "

نگران نشويد اگر تلقينات آشفته در ابتدا توان كاه و پيچيده‌تر از آن به نظر برسند كه در آن استاد شويد. آن‌ها به خودي خود گيج كننده هستند و احتمالاً كم اهميت‌ترين نوع تلقيني هستند كه در استفاده از آن به مهارت نياز باشد.

بيان تلقينات و استعاره‌ها

اين روش به طرح موضوعات و استفاده از كلمات و عباراتي اشاره مي‌‌كندكه " بذر افشاني " عقايد, جلب توجه, و تأثير غيرمستقيم روي بيمار مي‌گذارند، استعاره‌ها يا حكايات نكته‌اي را روشن مي‌‌كنند يا خاطره‌اي را تداعي مي‌‌كنند, به‌طور غير مستقيم راه حل هايي را پيشنهاد يا به عنوان الگو ارائه مي‌دهند, درون‌گرايي و بينش را در انسان پرورش مي‌دهند, انتظارات يا انگيزه‌هاي مثبت را افزايش مي‌دهد, مقاومت را ناديده مي گيرند, يك مشكل را مجدداً تعريف و قالب گيري مي‌‌كنند, و در حاليكه دفاع‌ها را ناديده مي گيرند, تلقينات را ارائه مي‌‌كنند. به‌طور كلي, استعاره‌ها درست مثل تلقينات هيپنوتيزمي, مي‌توانند در تسهيل تغييرات رفتاري, مفاهيم - شناختي يا عاطفي استفاده شوند.

به دنبال ايجاد يك زخم, با توضيح دادن مي‌‌توانيد روند دلمه شدن زخم را براي محافظت از آن براي بيمار توصيف كنيد. اثر زخم ممكن است بيشتر باقي بماند, شايد به عنوان يادآوري يك آسيب ديدگي در سالهاي دور, اما مجبور نيست كه هم چنان دردناك باقي بماند. اين استعاره را مي‌توان در انتقال عقايد به بيماري كه ضربه عاطفي, زناي با محارم, زناي به عنف, يا طلاق را تجربه كرده است, به كار برد.

استعاره‌ها روش ديگري براي انتقال تلقينات هستند, و به عنوان روشي در تكرار تلقينات بدون استفاده از كلمات و عبارات يكسان از ارزش خاصي برخوردار است. هنگامي كه استعاره‌ها قبل از تلقينات قابل فهم و ساده‌تر به بيمار ارائه مي‌شوند, معمولاً به آن " بذر افشاني " يك عقيده مي‌گويند.

مي‌‌توانيم به سه نوع استعاره اصلي بيانديشيم. بعضي از هيپنوتيزم درمان‌گرها داستان‌هاي استعاره‌اي را خارج از پيش زمينه تجربه بيماران تعريف مي‌‌كنند مثلاً با توجه به بيماران قبلي با تجارب شخصي خود. نوع ديگر استعاره, استعاره حقيقت بديهي است. اين استعاره‌ها عموماً دربارة طبيعت يا انواع تجارب زندگي است و بعدي همگاني است كه بيمار نمي‌تواند آن‌ها را تكذيب كند. بنابراين آن‌ها يك مجموعه بله - يا پذيرش را در بيمار ايجاد مي‌‌كنند. شما برخي از اين نوع استعاره‌هايي را كه من استفاده مي‌كنم مي‌‌توانيد در بخش‌‌هايي از اين كتاب كه دربارة مشكلات جنسي و آسيب‌هاي رواني است بيابيد.

بالاخره, بعضي از درمان‌گرها داستان‌هاي استعاره‌اي مي‌سازند كه با شرايط بيمار متناسب باشد, و با اين كار اغلب در صدد ايجاد شخصيت‌ها و مولفه‌هايي هستند را با جنبه‌هايي از وضع بيمار داشته باشد.

من خود ترجيح مي‌دهم كه از دو نوع استعاره‌هاي اولي بهره بگيريم, اما هيچ تحقيقي كه مؤثّر بودن يكي را بر ديگري را نشان مي‌دهد وجود ندارد. با اين وجود, به نظر من داستان سازي با كيفيت درستي و صحت كار درمان‌گرها كه عوامل " غير ويژه " مهمّي در درمان و در روابط موفقيت‌آميز هستند در تضاد است. ساختن داستآن‌هايي از نوع " يكي بود يكي نبود " ممكن است تحقيرآميز و بنابراين براي بعضي از بيماران ناخوشايند به نظر برسد. استفاده, و بخصوص, استفاده بيش از حد, از چنين داستان‌هاي ممكن است خطر تضعيف رابطه درماني با بيمار را داشته باشد.

به نظر مي‌آيد اريكسون , كه معمولاً خود الگويي است براي كساني كه بر يك روش مبتني بر استعاره در هيپنوتيزم تأكيد مي‌‌كنند, تقريباً هميشه از دو نوع استعاره‌هاي اولي استفاده كرده است. به علاوه همكاران نزديكش و همچنين بيمارانش كه كار درماني وي را مشاهده كرده‌اند, تأكيد كرده‌اند كه وي گاهي اوقات از استعاره استفاده مي‌كرد. در حقيقت, تخمين زده شده است كه اريكسون در كارهاي هيپنوتيزمي‌اش بيش از 20 درصد از استعاره استفاده نكرده است. استعاره‌ها جاي خود را در افزارگان درماني ما دارند, اما بايد تعادل را حفظ نمائيم و بدانيم كه درمان چيزي بيش از داستان سرايي است.

يك داستان استعاره‌اي را مي‌توان به راحتي با گفتن " و بگذار مثالي برايت بزنم, " يا " مي‌‌تواني به ياد بياوري, " يا " يادت مي ياد وقتي را كه.......؟ " آغاز كرد و, نكته مهم اين‌كه, لازم نيست هميشه براي بيان يك نكته مهم, استعاره‌ها پيچيده و طولاني باشند. براي مثال به‌اين استعاره كوتاه از باركر توجه كنيد: كشف پني سيلين توسط فلمينگ عجيب بود. او در آزمايشگاهش روي تعدادي باكتري بيماري زا كار مي‌كرد. اين باكتري‌ها را روي يك ظرف كشت آلوده به كپك، رشد مي‌داد. بعضي از پژوهشگران احتمالاً اين ظرف هاي آلوده را دور مي‌ريختند اما فلمينگ به آن نگاه مي‌انداخت و متوجه شد كه در جائي كه كپك‌ها داشتند رشد مي‌كردند, باكتريها در حال از بين رفتن بودند. حاصل اين فعل و انفعالات ماده‌اي بود كه از كپك توليد شده بود و بعدها پني‌سيلين ناميده شد. بنابراين نبايد هميشه ارزش چيزها را به ظاهر آن‌ها دانست. ". اين استعاره نكته‌اي در بر داشت, هر چند خلاصه.

شما اين فرصت را خواهيد داشت كه نوعي از سبك‌هاي استعاره‌اي را در فصل‌هاي بعدي مورد بررسي قرار دهيد و ميزان راحتي خود را با آن‌ها معين كنيد. اگر علاقمنديد كه بخصوص در اين نوع تلقين پيشرفت نمائيد, ممكن است مايل باشيد با نويسندگاني كه بر استعاره‌ها تأكيد كرده‌اند مشورت كنيد.

ادامه مقاله

  • درمانگر اماکشنده :

    پزشکان قاتل >

    باشگاه خبرنگاران ایران مدلاین :بر اساس گزارش نگران کننده ای

    بیشتر
  • نام آوران ازیادرفته :

    قطب الدین شیرازی >

     

    محمود بن مسعود بن مصلح به قطب الدین شیرازی

    بیشتر
  • تماشاگه اسرار :

    موزه ملی تاریخ علوم پزشکی >

    موزه علوم پزشکی ایران در سال ۱۳۸۰ ودر واپسین روزهای وزارت

    بیشتر
  • نام آوران ازیادرفته :

    جبرئیل بن عبیدالله بن بختیشوع >

     

    او نوه بختیشوع دوم (متوفی ح۱۸۵) بود. پدر جبرئیل

    بیشتر
  • مرکزآموزش پزشکی :

    دانشگاه علوم پزشکی تهران >

    یکی از دانشگاه‌های دولتی ایران و تحت پوشش وزارت بهداشت،

    بیشتر
  • تمدن گمشته :

    شهرسوخته >

     

    در روزگاران دور که بشر تازه یک‌جا نشین شده

    بیشتر
  • 1

درباره ی ایران مدلاین

IranMedline

باسلام مدیریت سایت ایران مدلاین با هدف دستیابی آسانتراطلاعات طبی/بهداشتی برای همگان ، بویژه پزشکان و پیراپزشکان ، اقدام به انتشاراین سایت نمود. سایت کنونی که بدنبال تغییرات کلی واساسی برمبنای توصیه ها و پیشنهادات شما عزیزان دستخوش دگرگونی وسیعی شد، حاصل ساعتها تلاش گروه طراحی ، نویسندگان، هنرمندان وپزشکان همکارسایت رابه شما جویندگان علم ودانش ارائه می دهد. معهذا بازهم درانتظار نظرات همه شما هستیم.هدف اصلی سایت، ارائه اطلاعا ت جامع علوم پزشکی و بهداشت و تمام شاخه های وابسته به آن می باشد.لذا استدعا داریم هرگونه کمبودی دراین زمینه رابه ما یادآوری نمائید.

متاسفانه سایت کاملی که تمامی اطلاعات موردنیازشما رادرزمینه علوم پزشکی و حرف وابسته فراهم نماید به زبان فارسی موجودیت نیافته بود، وجهت دستیابی به موضوعات مورد نظرلازم بود تمامی سایتهای فارسی /غیرفارسی راجستجو کنید تا شاید برحسب تصادف به اطلاعات موردنظرتان دسترسی بیابید.