بیماری های مادرزادی متابولیسم
چگونه د راپیدمی کورونا، زایمان کنم.
چندقدم به سوی حافظه بهتر
هردارویی ، مفیدنیست.
آلزایمرچیست ؟
بزرگان ایمنولوژی
با مزاج خود آشنا شویدم
Arrow
Arrow
Full screenExit full screen
ArrowArrow
متابولیسم اشتباه
اختلالات متابولیسم مادرزادی چیست
استرس کروناویروس
چگونه با استرس ناشی ازکرونا مقابله کنیم.
ویروس تاجدار
بیماری قدیمی ، تظاهرنوین
دستورالعمل کورونا و زنان حامله
توصیه هایی برای زایمان بهتر
تقویت حافظه با مواد طبیعی
چی بخورم
داروهای قاتل
مراقب داروهاباشید.
فراموشی
بدترین بیماری پایان عمر
چهره های دنیای ایمنی
سرگذشت ایمنی ازابتدا تا کنون
مزاج
ساختار طبیعی بدن
Shadow
Slider

تاریخچه هیپنوتیزم :ادامه راه

در . ارسال در منتخب تاریخ پزشکی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 تاریخچه هیپنوتیزم: سال های آغازین
تاریخچه هیپنوتیزم:سیرتکاملی
تاریخچه هیپنوتیزم:هیپنوتیزم علمی
تاریخچه هیپنوتیزم: ادامه راه
تاریخچه هیپنوتیزم: تکامل شیوه های علمی

 

 

 

 


تاريخچة هيپنوتيزم را با شاگردان مسمر و ديگر دانشمندان بزرگ و نامي در اقصي نقاط جهان دنبال مي‎كنيم.

در ادامة راه مسمر، كنت ماركي دوپوي سگور اولين كسي بود كه نشان داد يك شخص مي‎تواند در شخص ديگر اثر كند، آنهم به حدي كه سبب تغييرات زيادي در آن شخص گردد.

در حقيقت مي‎توان دوپويسگور را بنيان گذار راهي دانست كه منجر به كشف اصول و تئوريهاي مسمريسم زمان خود يا هيپنوتيزم زمان فعلي شد. گرچه خودش نتوانست آنها را كشف كند. او در مورد مسمريسم مي‎‎گويد: اين پديده بر خلاف آنچه دانشمندان تصور مي‎كنند، استثنائي نيست و نبايد آنرا مثل گوسالة دو سر يا گوسفند سه پا،‌ منسوب به بوالهوسي طبيعت دانست،‌ بلكه اين پديده يك حالت عادي است كه مي‎توان به قوانين آن پي برد و حتي آنرا تكرار كرد. يعني در حال بيداري مي‎توانيم هر يك از افراد بشر را به خواب مغناطيسي برده و آنها را وادار به انجام اعمال و حركاتي كنيم كه قصد و نيت شخصي آنها در انجام آن اعمال و حركات مؤثر نباشد.

كنت هر دستوري كه در عالم خواب مغناطيسي به خفتگان مي‎داد آنها اجرا مي‎كردند. حتي دستوري به آنها داده مي‎شد كه پس از خواب و بهنگام بيداري آنرا اجرا مي‎كردند.

كرارا‎ً اتفاق مي‎افتاد كه دكتر مسمر در حاليكه مشغول معالجة بيماران بود و بوسيلة پاسهاي مغناطيسي مي‎خواست در آنها توليد بحران كند و يا هنگاميكه چشمان خود را به چشمان آنها مي‎دوخت، بيماران خميازه مي‎كشيدند و سست مي‎شدند و پلكهاي آنها بسته مي‎شد و بدون اراده به خواب مي‎رفتند، اما چون او غير از توليد حالت بحران در بيماران هدف ديگري نداشت، لذا به اين آثار توجهي نمي‎كرد.    

در ضمن دپويسگور اولين كسي بود كه به تشابه بين حالت خواب مغناطيسي و خواب طبيعي اشاره كرد و همچنين حالات خلسة عميق را بعنوان يك سومنامبوليسم مصنوعي معرفي نمود. او معتقد بود كه خواب مغناطيسي را بدون هيچگونه (بحراني) مي‎توان ايجاد كرد. در حاليكه مسمر وجود اين بحران را ضروري مي‎دانست.

Marquês de Puységurs
هیپنوتیزورفرانسوی دیوسگور[Marquês-de-Puységurs]

 

در جريان تكامل هيپنوتيزم به شخصيتي برجسته بر‎مي‎خوريم بنام آبه فاريا كه يك راهب پرتغالي بود. فاريا معتقد بود اساس مسمريسم «تمركز فكر» است نه نيروي مغناطيسي، به نظر او مانيه تيزورها يگانه كاري كه انجام مي‎دهند، ايجاد تمركز فكري فوق‎العاده در بيماران است. ابراز اين عقيده در تكامل هيپنوتيزم تأثير زيادي داشت گرچه در آن زمان به اين نظريه توجه چنداني نشد.

دكتر دوپوتت نيز فعاليتهايي در زمينه گسترش و كاربرد افكار مسمر پس از او داشت.

دكتر بارون دوپوتت فرانسوي يك مبلغ طرفدار مانيه‎تيزم بود و در سال 1845 يك سلسه مقالات در رابطه با مغناطيس حيواني به چاپ رساند كه در آنها هزاران گزارش شامل كارهاي دكتر جيمز اسديل وجود داشت كه در آنها تنها عامل بي حسي هيپنوتيزم بود.

بارون همچنين انجمن‎هايي جهت ترويج و گسترش مانيه تيزم تأسيس نمود.

چهرة شاخص و برجستة ديگر كه براي اولين بار از لفظ هيپنوتيزم بجاي مايندتيزم استفاده كرد چشم پزشك و جراح معروف انگليسي بنام دكتر جيمز بريد بود.

او ابتدا به مانيه تيزم اعتقاد نداشت و به كارهاي مسمر با شك و ترديد نگاه مي‎كرد، اما بعدها درصدد برآمد كه از نزديك عمل مانيه تيزم را ببيند و با ملاقات لافونتين، مانيه تيزور مشهور زمان خود عمل مانيه تيـزم را از نـزديك ديد.

روزي بريد در حال معاينه يك بيمار بود. از وي خواست تا جهت ثبت عكس العمل مردمكهاي چشمانش به چراغي نوراني خيره گردد. در اين هنگام بخاطر آورد با كسي قرار دارد، به بيمار اطلاع داد و از او خواست منتظرش بماند،‌ او بزودي مراجعت خواهد كرد. بيمار به تصور اينكه هر چه بيشتر در نور خيره شود رفلكس مردمكهاي چشمانش بهتر ثبت خواهد شد از منبع نور چشم برنداشت و در آن خيره شد. غيبت دكتر طولاني شد و وقتي به اطاق معاينه برگشت، مي‎خواست از بيمار عذرخواهي كند كه ديد وي با چشمان خيره به منبع نوراني، باصطلاح خشكش زده و يا به حالت خلسه و جذبه فرو رفته است.

بريد، با شوق فراوان و با عجله به مطب پزشكي كه در مجاور مطب او بود رفت و از او خواست براي مشاهدة يك مورد خلسه مسمري كه بر اثر خيره شدن به يك چراغ در يك بيمار ايجاد شده به مطب او بيايد. بريد و همكارانش مدتي به بيمار خيره شدند و وقتي وي قصد مذاكره با همكارش را داشت، با كمال تعجب مشاهده كرد او هم تقريباً در حالت خلسه قرار گرفته است.

دقيق شدن او در منبع نوري و تلقين غير مستقيم بريد در اينكه دقت در منبع نور باعث پيدايش خلسه مي‎شود، و وجود يك فرد خلسه رفتة ديگر بعنوان دليلي بر اين واقعيت در كنار او، در پيدايش اين حالت مؤثر بوده است.    

دكتر بريد بخاطر آورد كه يك مانيه تيزور آلماني بنام «وين هولت» متوجه شده بود وقتي لباسش دگمه‎هاي شفاف دارد، زودتر مي‎تواند سوژه را بخواباند، وي فكر كرده بود شايد برق دگمه‎ها باعث خستگي چشم و حس باصره مي‎شود و سوژه زودتر بخواب مي‎رود. بريد ضمناً مي‎دانست كه مانيه‎تيزور ديگري بنام «برد» هنگام مانيه تيزم كردن، چشمهاي سوژه را بوسيله اشياء درخشان و براق خسته مي‎كرد و سپس با تلقينات شفاهي سوژه را بخواب مي‎برد. لذا بريد به اين نتيجه رسيد كه مي‎توان افراد را با دقيق شدن به يك نقطه نوراني به خواب فرو برد. او اين حالت را با استفاده از كلمه (هيپنوز) كه يك كلمه يوناني بمعني (خواب) است، (هيپنوتيزم) نام نهاد.

دكتر بريد ابتدا تصور مي‎كرد عامل اصلي در هيپنوتيزم نگاه است، بعدها پس از آزمايشات مكرر به اين نتيجه رسيد كه ممكن است علت اصلي هيپنوتيزم، تلقين شفاهي هيپنوتيزور و تلقين پذيري سوژه يا بيمار باشد و لذا مي‎گفت: اگر به فردي كه به يك جسم نوراني خيره شده باشد تلقين‎هاي لفظي هم بشود، نگاه خيره به جسم نوراني وي را خسته كرده و مقاومت او را از بين مي‎برد و با كمك تلقين، وي بتدريج به خواب مي‎رود.

چهرة درخشان ديگري كه در دوران بريد مي‎زيست دكتر اليوتسن بود. او با انتشار مجله‎اي بنام زوئيست در معرفي جهاني هيپنوتيزم نقش مهمي داشت ولي شديداً از طرف همكاران پزشكش مورد آزار و بي‎حرمتي قرار گرفت. تا جائيكه اين پزشك متبحر مجبور به ترك پست دانشگاهي خود گرديد.  

در همين زمان دكتر جيمز اسديل پزشك اسكاتلندي كه ساليان درازي را در هندوستان به طبابت مشغول بود، با آشنايي كه از طريق مجلة زوئيست با هيپنوتيزم حاصل كرده بود، در كلكته براي انجام جراحي‎ها از هيپنوتيزم بعنوان عامل بيهوشي استفاده كرد (در آن زمان مانند حالا بيهوشي وجود نداشت) و صدها جراحي بزرگ و كوچك بكمك هيپنوتيزم انجام داد. مطبوعات هند بي‎رحمانه نسبت به تجربيات اسديل جبهه‎گيري مي‎كردند و وي را مورد انتقادهاي شديد و تند خود قرار مي‎دادند.    

در آن موقع ميزان مرگ و مير در جراحيهاي نسبتاً بزرگ حدود 50% بود و اكثر بيماراني كه براي درمان جراحي مي‎شدند، اگر جراحي نمي‎شدند،‌ بيشتر عمر مي‎كردند! با استفاده از هيپنوتيزم ميزان مرگ و مير در بيماران دكتر اسديل به حدود 5% رسيد.

اسيديل در مراجعت به انگلستان مقاله‎اي براي مجله پزشكي انگلستان نوشت و چاپ اين مقاله ناراحتيهاي زيادي براي نويسندة آن بوجود آورد و پزشكان انگليسي بصورتهاي اهانت آميزي او را مورد تمسخر قرار دادند و اعلام كردند مدتي كار كردن در مناطق گرمسيري به عقل او زيان وارد كرده و به اين علت اين دروغهاي بزرگ را مطرح مي‎كند.  

در نيمة قرن نوزدهم داروهاي بيهوشي و ضد درد بتدريج ساخته و وارد بازار مصرف گرديد و مصرف آنها از طرف پزشكان مقبوليت وسيعي پيدا كرد. همان كساني كه قبلاً با برطرف كردن درد از طريق هيپنوتيزم با توجيهات علمي و فلسفي مخالفت مي‎كردند، در كاربرد وسيع و بي‎حساب داروهاي شيميايي ضد درد ترديدي به خود راه نمي‎دادند

اكسيد ازت ابتدا براي كارهاي نمايشي و بعنوان گاز خنده‎آور مورد استفاده قرار مي‎گرفت. بعدها دندانپزشكان متوجه اثرات ضد درد و بيهوشي‎‎آور آن شدند و از نيمه‎هاي قرن نوزدهم از آن استفاده دندانپزشكي كردند. پس از مدتي (كلروفرم) و (اتر) هم كشف شد.

پزشكان در اين عصر بدون آنكه اطلاعات زيادي دربارة داروهاي بيهوشي داشته باشند بطور گسترده از آنها استفاده مي‎كردند. كسي نه از ميزان تحمل بدن اطلاعي داشت و نه از خطرات اشباع بدن از داروهاي بيهوشي مطلع بود. در آن موقع گلوله بزرگي از پنبه يا پارچه با اتر يا كلروفرم آغشته شده و بر روي بيني بيمار قرار مي‎گرفت و بعد هم در فواصل زماني كوتاه مقداري از داروي بيهوشي روي پنبه ريخته مي‎شد و اين كار در تمام دورة جراحي ادامه مي‎يافت.

نه تنها پزشكان و پرستاران، بلكه مستخدمها هم به كار بيهوشي مشغول مي‎شدند. پزشكان با استفاده از تكنيكهاي جراحي پيشرفته‎اي كه مي‎دانستند، بيماران را عمل مي‎كردند ولي بيماران در موارد زيادي بعلت ناشناخته‎اي مي‎مردند و كسي نمي‎دانست كه عوارض ناشي از بيهوشي غلط، عامل اين مرگها است. اين جريان تا دهة اول قرن بيستم هم ادامه داشت و در اين زمان اين جملة جراحان بصورت شوخي نقل قول مي‎شد كه: جراحي بخوبي انجام گرديد ولي بيمار مرد.!

قصد از ذكر اين جريان اين بود كه پيدايش بيهوشي مدرن، باعث شد تا كشف درخشان دكتر اسديل ناديده انگاشته شود و به فراموشي سپرده شود، در حالي كه در اين برهه از زمان كاربرد هيپنوتيزم در پزشكي مي‎توانست بسيار كارساز و مؤثر باشد.

مسئله ديگري كه لطمة زيادي به علم و هنر هيپنوتيزم وارد كرد، توجه مردم به موضوعات روحي و احضار ارواح بود و مردم هيپنوتيزم را به علت احساساتي كه مي‎توانست در افراد ظاهر كند مترادف با احضار ارواح دانسته،‌ جنبه متافيزيك به آن دادند.

surgery victorian
جراحی دردوره ویکتوریایی اروپابسیاردردناک بود،بدون بی حسی ویابیهوشی ، اما هیپنوتیزم توانست گامی مفید درآرامش بیماران بردارد.

 

ليبولت و برنهايم دانشمندان ديگري بودند كه دربارة هيپنوتيزم تحقيقات وسيعي انجام دادند و در تكامل هيپنوتيزم نقش مهمي داشتند.

اين دو بيش از شاركو در تكامل هيپنوتيزم نقش داشتند زيرا برداشت عميقتري از هيپنوتيزم داشتند يا لااقل چند گام جلوتر بودند. برنهايم متوجه اين موضوع مهم شد كه ميزان هيپنوتيزم پذيري افراد طبيعي متفاوت است و عكس العملهايي هم كه نشان مي‎دهند با يكديگر تفاوت دارند. روشهايي كه برنهايم بكار مي‎برد، شباهت زيادي به راههايي دارد كه هم اكنون در كلينيك‎هاي هيپنوتيزم درماني بكار مي‎روند.

تلقين كردن براي پيدايش هيپنوتيزم با كلمات آرام، شمرده و آهسته و با طنين لالايي از ابتكارات برنهايم است.

ارائه هيپنوتيزم با اجازه و موافقت بيمار و بكمك ريلاكس كردن و ارائه كلمات و جملات آرام و تسكين بخش كه مشابه با نواي لالايي است و در پي آن بيمار يا سوژه به حالت خواب فرو مي‎رود، از ابتكارات برنهايم است و در شرايط كنوني هم در كلينيك‎هاي هيپنوتيزم درماني، به همين صورت انجام مي‎گيرد

در همين زمانها بود كه يكي از پزشكان معروف بنام دكتر لويد توكي براي درمان بيماران خود در سال 1889 از روشهاي هيپنوتيزم استفاده فراواني برد.

ادامه مقاله

  • ویدیوی هفته
  • درمانگر اماکشنده :

    پزشکان قاتل >

    باشگاه خبرنگاران ایران مدلاین :بر اساس گزارش نگران کننده ای

    بیشتر
  • نام آوران ازیادرفته :

    قطب الدین شیرازی >

     

    محمود بن مسعود بن مصلح به قطب الدین شیرازی

    بیشتر
  • تماشاگه اسرار :

    موزه ملی تاریخ علوم پزشکی >

    موزه علوم پزشکی ایران در سال ۱۳۸۰ ودر واپسین روزهای وزارت

    بیشتر
  • نام آوران ازیادرفته :

    جبرئیل بن عبیدالله بن بختیشوع >

     

    او نوه بختیشوع دوم (متوفی ح۱۸۵) بود. پدر جبرئیل

    بیشتر
  • مرکزآموزش پزشکی :

    دانشگاه علوم پزشکی تهران >

    یکی از دانشگاه‌های دولتی ایران و تحت پوشش وزارت بهداشت،

    بیشتر
  • تمدن گمشته :

    شهرسوخته >

     

    در روزگاران دور که بشر تازه یک‌جا نشین شده

    بیشتر
  • 1
  • همه
  • عصرجدید
  • پیش فرض
  • عنوان
  • تاریخ
  • تصادفی
بارگزاری بیشتر کلید شیفت نگه دارید. تمامی خبرها

درباره ی ایران مدلاین

IranMedline

باسلام مدیریت سایت ایران مدلاین با هدف دستیابی آسانتراطلاعات طبی/بهداشتی برای همگان ، بویژه پزشکان و پیراپزشکان ، اقدام به انتشاراین سایت نمود. سایت کنونی که بدنبال تغییرات کلی واساسی برمبنای توصیه ها و پیشنهادات شما عزیزان دستخوش دگرگونی وسیعی شد، حاصل ساعتها تلاش گروه طراحی ، نویسندگان، هنرمندان وپزشکان همکارسایت رابه شما جویندگان علم ودانش ارائه می دهد. معهذا بازهم درانتظار نظرات همه شما هستیم.هدف اصلی سایت، ارائه اطلاعا ت جامع علوم پزشکی و بهداشت و تمام شاخه های وابسته به آن می باشد.لذا استدعا داریم هرگونه کمبودی دراین زمینه رابه ما یادآوری نمائید.

متاسفانه سایت کاملی که تمامی اطلاعات موردنیازشما رادرزمینه علوم پزشکی و حرف وابسته فراهم نماید به زبان فارسی موجودیت نیافته بود، وجهت دستیابی به موضوعات مورد نظرلازم بود تمامی سایتهای فارسی /غیرفارسی راجستجو کنید تا شاید برحسب تصادف به اطلاعات موردنظرتان دسترسی بیابید.